تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
توانايى او مطلق مىباشد ، او است كه تمام كاينات را آفريده است . « اگر كايناتى وجود داشته باشد » اين اوصاف با عظمت ( بىنهايت ، ازلى ، دور از تغييرات ) در مرتبه‌اى از جلال و شرف است كه هر چه بيشتر در بارهء آن مىانديشم ، اعتقادم به اين كه سازنده اين مفهوم خودم بوده باشم كاهش مىيابد ، زيرا - هيچ يك از اوصاف مزبوره به جهت بىنهايت و ما فوق كمال بودن نمىتواند ساختهء ذهن من بوده باشد و نمىتوان گفت تصور من در بارهء اوصاف مزبوره ، تصورات تاريك و ابهام انگيز است ، - زيرا اين اوصاف را با كمال روشنايى درمىيابم . اين اوصاف در دلالت به واقعيت موجود برتر بيش از دلالت ساير تصورات ما در بارهء موضوعات خارجى است . در نتيجه تابش و فروزندگى چنين مفهومى در درون ما بهترين دليل وجود خدا است . ( 1 )

تفسير ابيات

الفاظ حكيم سنايى را از دل و جان بشنو ، او مىگويد : در همانجا كه بادهء معرفت سر كشيده‌اى تسليم شو ، اگر با آن حالت خمارى دوباره خود را در ميدان نمودها و نوسانات طبيعى غوطه ور سازى ، اسباب بازى همين نمودها خواهى گشت . چنان كه مستى كه از ميخانه بيرون مىآيد با از دست دادن مالكيت بر خود اين طرف و آن طرف مىافتد ، گاهى در گل و گاهى در گودى سقوط مىكند ، اشخاص نادان كه از وضع روحى او اطلاعى ندارند براى او مىخندند . او در اين حال شگفت انگيز غوطه ور است ولى كودكان در دنبال او راه افتاده و او را مسخره مىكنند و سنگ به سوى او مىاندازند . اين مردم معمولى مانند كودكانى هستند كه از پشت پردهء طبيعت خبرى ندارند ، آنان راز فعاليتهاى ما وراى طبيعى روح را نمىدانند ، لذا بازى آنها با مفاهيم عالى الهى جاى شگفت نيست . راد مردان الهى مردم معمولى را بالغ نمىدانند ، اگر چه از نظر سن و سال
هامش
( 1 ) التأملات فى الفلسفة الاولى ، زر نه دكارت ، ص 144 و 145 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 608 | محمد تقي جعفري