تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧

آيه

« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » 2 : 106 ( 1 ) ( هيچ آيه‌اى را نسخ يا از يادها نمىبريم مگر اين كه بهتر از آنها يا مثل آنها را مىآوريم آيا نمىدانى خداوند به همه چيز توانا است ) . « إِنَّه كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَاِرْحَمْنا وَأَنْتَ خَيْرُ اَلرَّاحِمِينَ ، فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ » 23 : 109 - 110 ( 2 ) ( گروهى از بندگان من مىگفتند : اى خداى ما ، ما به تو ايمان آورده‌ايم بر ما ببخشا ، تو مهربانترين ترحم كنندگان هستى . شما آنها را مسخره كرديد ، اين مسخره ياد مرا از دلهاى شما برد ( شما مرا فراموش نموديد شما به آنان مىخنديديد )

( ( 1658 ) ) نكته‌اى كان جست ناگه از زبان همچو تيرى دان كه جست آن از كمان ( ( 1659 ) ) وا نگردد از ره آن تير اى پسر بند بايد كرد سيلى را ز سر

تيرى كه از كمان رها شد ديگر برگشت ندارد

اين اصل به پديده هاى سخن منحصر نيست ، بايد با يك نظر عمومى گفت : هر حادثه و رويدادى كه در اين جهان به وقوع مىپيوندد ، در جريان متصل موجودات
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيهء 106 . .
( 2 ) سوره مؤمنون ، آيهء 109 - 110 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 727 | محمد تقي جعفري