بدهى و ضررى را بر خويش يا بر ديگرى وارد بسازى ، بدون ترديد پشيمان خواهى گشت .
مرتعش را كى پشيمان ديدهاى ؟
بر چنين جبرى تو بر چسبيده اى
اين جبرى كه تو با استدلال به آن چسبيدهاى حقيقتى ندارد
گفتيم كه جبر و اختيار در دو نوع مىتواند مورد بررسى قرار بگيرد :
نوع اول - از نظر علمى خالص كه تابع قوانين علمى مىباشد ، مانند علت و معلول و تلازم و مقتضى و مانع و غير ذلك ، جلال الدين اين گونه بررسى را بحث عاميانه معرفى مىكند زيرا عقل در اينجا دخالت ناروا مىكند .
نوع دوم - بررسى ما وراى طبيعى مسئله است ، در اين بررسى مسئلهء « معيت و قيوميت » خداوندى مطرح مىگردد ، و چنان كه گفته است : اين جبر نيست اين توجه به جبارى خداوند است .
و ما در مباحث گذشته بيان نمودهايم كه جلال الدين آن گاه كه حالت توجه و گرايش در خود مىبيند و معرفت الهى به او دست مىدهد هنگامى كه از آن بارگاه بالا انسانها را مشاهده مىكند ، مىبيند : اين موجودات كه شايستگى موجوديت در مقابل خدا را ندارند ، چگونه مىتوانند در مقابل او اختيارى داشته باشند ؟ و هنگامى كه بانسانها و زندگانى فردى و اجتماعى آنان مىنگرد و مىبيند : پيامبرانى براى اين انسانها ارسال شده و كتابهايى بر آنها نازل گشته ، مسئوليتى در كار است ، و شخصيتها با همديگر متفاوت مىباشند ، اين تفاوت در رشد و پستى است و هيچ گونه رشد شخصيت و تكامل آن بدون اختيار قابل تصور نيست ، و چنان كه در ابيات گذشته متذكر گشت ، پاداش و كيفر وجود دارد . اين تصورات كه به او دست مىدهد ، وجود اختيار را مىبيند .