تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
درون او مانند آينه مىشود كه در مقابل حق قرار گرفته ، لذتهاى بسيار عالى براى او دست مىدهد . و اثر حق را در خود مشاهده مىكند در اين مرحله گاهى به حق ، و گاهى به خود مىنگرد ، گويى : در حال رفت و آمد است . 10 - تدريجاً از خود غائب مىگردد و فقط نظرش بجانب حق تعالى است ، و اگر گاهى به خود بنگرد و به خود متوجه شود ، نه از آن جهت كه خود موجود است و داراى موجوديتى مطلوب مىباشد ، بلكه از آن جهت كه در راه و مشغول سلوك است خود را درمى يابد . اگر به اين مرحله برسد شايسته وصول به حق خواهد بود . مىتوان گفت اين مرحله عالىترين مرحله است كه از نظر عرفان مقام ناميده مىشود .
بعد از اين روى من و آينهء وصف جمال كه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
حافظ
( ( 1435 ) ) حال چون جلوه است ز ان زيبا عروس وين مقام آن خلوت آمد با عروس
در

مرحله مقام است كه معرفت انسانى همه جانبه مىگردد

مقام مرحله ايست كه انسان از علوم محدود نسبى پا فراتر گذاشته مىتواند زمان و گذشت آن را و مكان و فضا و گسترش آنها را درهم به پيچد . اين است همان مطلق كه نفوس عاليه انسانى از آغاز تمدن و علم در جستجوى آن است .

تفسير ابيات

هنگامى كه فرستاده قيصر با عمر هم صحبت مىشود و انس مىگيرد ، خاطر او را كه از جهل و هوى و هوس ويران گشته بود آباد مىكند ، و تدريجاً از سخنان روحى بسيار ظريف صحبت مىكند ، تا به صفات حق تعالى