تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
( ( 1396 ) ) هر كه را هست از هوسها جان پاك زود بيند حضرت و ايوان پاك

عظمت انسان با زندگى درونى اوست

اگر انسان را به طور كامل تحليل كنيم ، خواهيم ديد كه : او دو جنبه دارد : يكى جنبه طبيعى كه همه جانوران از آن برخوردار مىباشند ، مانند چشم و گوش و دهان و غرايز حيوانى ، و شايد در بعضى از پديده ها حيوانات داراى قدرت بيشترى بوده باشند ، چنان كه ممكن است اين حيوانات حسهاى ديگرى هم داشته باشند كه در انسان وجود ندارد ، مانند حس سمت يا بى ، مثلًا مىگويند : نوعى از پرندگان هستند كه در فصلهاى معينى از اين سوى مديترانه به آن سوى مديترانه مىروند ، اينان شبها هم در راه هستند ، ولى كوچكترين انحراف از مسير خود ندارند ، مسلماً يك حس سمت يا بى بسيار دقيق آنها را هدايت مىكند ، پس انسان نمىتواند از داشتن اجزاء مادى و حيوانى به خود ببالد . دوم جنبه روانى اوست آن چه كه انسان را عظمت مىبخشد آن ديده گان درونى اوست كه با آن ديده گان جمال ابدى را ببيند و عشق بورزد براى زندگانى خود ايدآلى ايجاد كند كه عاشقانه زندگى نمايد ، نه مانند يك ماشين ناخود آگاه كه در باد پاى عوامل حركت مىكند خسته مىشود و مىايستد . دوباره براى حركت تجديد نيرو كرده به راه مىافتد ، علم و جهل و لذت و الم و اختيار و جبر را براى او مىسازند ، چون اگر او مىتوانست براى خود سازندگى داشته باشد ، حيوانات هم مىتوانستند ابو ذر غفارى و سقراط داشته باشند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 618 | محمد تقي جعفري