نى بياور تا نى بنوازم « زيرا آهنگ نى بهترين دانشها است ، آن گاه كه ستارگان خاموش مىگردند ، نواى نى همچنان به طنين خود ادامه خواهد داد » . « مراحل اوليهء دانش در ميان مردم آشكار است ، اما پايان آن خود جهان هستى است با محاسبات واقعى كه در نهاد آن است . » ( 1 ) « رؤياى عالى انسانيت است كه علم را مىتواند به فضيلت برساند ، اما اگر بخواهى با چنين علم به ثمر رسيده ميان مردم حركت كنى ، چون نادانند ، تو را به مسخره خواهند گرفت » . بدين جهت است كه افرادى را در تاريخ انسانى مىبينى كه به جهت داشتن دانش مقرون به رؤياهاى انسانى در اجتماع خود تنها و محقر شمرده شدهاند . اينان پيامبرانند كه چون لباس فردا را پوشيدهاند از ديده گان اجتماعى كه لباس ديروز را از تن خود نمىكنند ، پوشيده ماندهاند . اين افراد از دنيا و ساكنان آن غريبند ، اينان بارزترين افراد انسانى هستند خواه مورد اعتذار قرار بگيرند يا مورد توبيخ ، اينان قوىترين افراد انسانى هستند اگر چه از خود نرمى نشان بدهند ، اينان در افق بسيار دور و قله هاى مرتفع روزگاران قرار گرفتهاند ، خواه انسانها به نزديكى آنها بروند يا از آنها دورى گزينند . ( 2 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 35
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٥
هامش
( 1 ) كانت مىگويد : « نسبت دادن مراحل اوليهء علم به خدا شوخ چشمى است ، ولى اين كه » خدا « پايان علم است ، حق است » . در بارهء اين گفتهء كانت مطلب مهمى قابل تذكر است كه در مباحث آينده خواهيم ديد . .
( 2 )اعطنى الناى و غن فالغناء خير العلوم
و انين الناى يبقى بعد ان تفنى النجوم
و العلم فى الناس سبل بان اولها
اما اواخرها فالدهر و القدر
و افضل العلم حلم ان ظفرت به
و سرت ما بين ابناء الكرى سخروا
فان رأيت اخا الاحلام منفردا
عن قومه و هو منبوذ و محتقر
فهو النَّبىّ و برد الغد يحجبه
عن امة برداء الامس تأتزر
و هو الغريب عن الدنيا و ساكنها
و هو المجاهر لام الناس ام عذروا
و هو الشديد و ان ابدى ملاينة
و هو البعيد تدانى الناس ام هجروا .