جواب گفتن شير را و روان شدن با او
( ( 1181 ) ) گفت بسم الله بيا تا او كجاست ؟
پيش رو شو گر همىگويى تو راست
( ( 1182 ) ) تا سزاى او و صد چون او دهم
ور دروغ است اين سزاى تو دهم
( ( 1183 ) ) اندر آمد چون قلاووزى به پيش ( 1 ) تا برد او را به سوى دام خويش
( ( 1184 ) ) سوى چاهى كو نشانش كرده بود
چاه مغ را دام جانش كرده بود
( ( 1185 ) ) مىشدند آن هر دو تا نزديك چاه
اينت خرگوشى چو آبى زير كاه
( ( 1186 ) ) آب كاهى را ز هامون مىبرد
آب كوهى را عجب چون مىبرد
( ( 1187 ) ) دام مكر او كمند شير بود
طرفه خرگوشى كه شيرى را ربود
( ( 1188 ) ) موسيى فرعون را تا رود نيل
مىكشد با لشكر و جمع ثقيل
( ( 1189 ) ) پشهاى نمرود را با نيم پر ( 2 ) مىشكافد بىمحابا مغز سر ( 3 ) ( ( 1190 ) ) حال آن كو قول دشمن را شنود
بين جزاى آن كه شد يار حسود
( ( 1191 ) ) حال فرعون كه هامان را شنود ( 4 ) حال نمرودى كه شيطان را ستود
( ( 1192 ) ) دشمن ار چه دوستانه گويدت
دام دان گر چه ز دانه گويدت
( ( 1193 ) ) گر تو را قندى دهد آن زهر دان
گر به تو لطفى كند آن قهر دان
( ( 1194 ) ) چون قضا آيد نبينى غير پوست
دشمنان را باز نشناسى ز دوست
( ( 1195 ) ) چون چنين شد ابتهال آغاز كن ( 5 ) ناله و تسبيح و روزه ساز كن
( ( 1196 ) ) ناله مىكن كاى تو علام الغيوب
زير سنگ مكر بد ما را مكوب
هامش
( 1 ) قلاووز پيش قراول . .
( 2 ) نمرود يكى از فراعنه يا عمالقه دوران ابراهيم عليه السلام . .
( 3 ) بىمحابا بىباك . .
( 4 ) هامان ، بنا به بعضى از تواريخ و تفاسير وزير فرعون بوده است . .
( 5 ) ابتهال ناله و زارى . .