تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
( ( 1147 ) ) شاخ آتش را بجنبانى بساز در نظر آتش نمايد بس دراز ( ( 1148 ) ) اين درازى مدت از تيزى صنع مىنمايد سرعت انگيزى صنع ( ( 1149 ) ) طالب اين سر اگر علامه‌اى است نك حسام الدين كه سامى نامه‌اى است وصف او از شرح مستغنى بود رو حكايت كن كه بىگه مىشود

آيه

« لا تُدْرِكُه اَلأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ اَلأَبْصارَ وَهُوَ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ » 6 : 103 ( 1 ) ( ديده گان او را نمىبيند ولى او ديده ها را مىبيند اوست لطيف و آگاه ) « إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ » 2 : 156 ( 2 ) ( ما همه از آن خداييم و به سوى او بر مىگرديم )

روايت

« الدنيا ساعة » ( 3 ) ( دنيا ساعتى است )

هامش
( 1 ) سوره انعام ، آيه 103 . .
( 2 ) سوره بقره ، آيه 156 . .
( 3 ) بعضى از اهل حديث روايت را مجعول مىدانند ولى با نظر به آياتى كه مىگويد : در روز رستاخيز مردم خواهند گفت : « ما در آن زندگانى بيش از يك روز يا مقدارى از روز نبوده‌ايم . مضمون روايت قابل قبول است ، و چنان كه در مباحث آينده خواهيم گفت : اگر امتداد و گسترش زمان را كه در ذهن ديده مىشود حذف كنيم تمام حوادث آينده زندگانى انسان به شكل مجموعه‌اى در مىآيد مانند اين كه در يك لحظه متشكل شده‌اند . .