تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧

حيله سازى و مكر پردازىها نقش بر آب مىشود

4 - انسان حيله ها مىسازد ، و مكرها و تدبيرها به كار مىبرد ، ولى همهء آنها نقش بر آب مىشود . انورى مىگويد :
اگر محول جان جهانيان نه قضاست چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست ؟ بلى قضاست به هر نيك و بد عنان كش خلق بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطاست هزار نقش بر آرد زمانه و نبود يكى چنان كه در آيينهء تصور ماست
اين مطلب را مىگويند ، ولى اگر درست دقت كنيم باز اين مسئله همان مسئلهء دوم و سوم است كه پاسخ آنها را به طور اجمال بيان نموديم . و از همين قبيل است دو بيت بعدى :
( ( 919 ) ) در ببست و دشمن اندر خانه بود حيلهء فرعون زين افسانه بود ( ( 920 ) ) صد هزاران طفل كشت آن كينه كش وان كه او مىجست اندر خانه اش
بنا بر ادلهء گذشته بايستى تمام وسايل شناسايىهاى خود را در اختيار خدا بگذاريم زيرا وسايل شناسايىهاى ما مانند ديده گان و غير ذلك ، داراى علتها و خطاها و محدوديتها است .

تفسير ابيات

حيوانات به شير گفتند : مردم از ضعف خلقت خود دست به كسب و كار مىزنند ، تا لقمه‌اى به مقدار حلق خود تهيه كنند ، پس اين نتيجهء قابل انكار نيست كه كار و كسب از ضعف است ، اما در توكل تكيه بر غير خدا خطاست . چيزى از توكل بهتر وجود ندارد ، آنان كه خود را در امور زندگانى چابك و چالاكتر از همه مىبينند از بلايى به بلاى ديگر فرار مىكنند . حيله براى خود آنها دامهايى است كه براى خويش مىگسترانند ، و گمان مىكنند : براى جان خود كوشيده‌اند ، در صورتى كه