تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
نبوده است ، لذا تا آخرين حدى كه براى او امكان دارد ، بايستى در فرار از چنان صفير بكوشد . و همچنان كه سراب انسان تشنه را به ذوق آب تحريك مىكند ، ولى هنگامى كه نزديك مىشود ، مىبيند شوره زار است ، تنفر و انزجار در او توليد مىگردد ، و به جستجوى آب از آن جا دور مىشود . همچنان كه آدم بىنوا و فقير از طلاى قلب خوشحال مىگردد ، ولى هنگامى كه آن طلا به محل كشيده مىشود ، و در دار الضرب به ماهيت او رسيدگى مىشود رسوا مىگردد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 414 | محمد تقي جعفري