تفسير ابيات
پس از آن كه جلال الدين روح انسانى را به « نى » تشبيه نمود ، اكنون از يك نكته ادبى استفاده كرده مىگويد : براى كسى كه در فراق محبوب بسر مىبرد « نى » هم صحبت خوبى است ، و مىتواند با ناله ها و فرياد خود مراتب اشتياق به وصال و درد فراق از محبوب را باز گو كند ، اما همين آهنگهاى « نى » پرده هاى درونى ما را كنار زده راز ما را آشكار مىسازد . ( 2 ) از آن طرف چارهاى جز نواختن نى وجود ندارد ، زيرا چنان كه گفتيم بهترين هم دم دوران هجران « نى » و فريادهاى آن . پس در حقيقت « نى » ، هم « درد » ما و هم « دوا » ى ما است ، هم « زهر » و هم « ترياق » است . زهر است ، زيرا اندوه جدايى را بر مىانگيزد ، ترياق است ، زيرا انسان كامل احساس مىكند كه فرياد « نى » فرياد عشق و اشتياق است . نى « دمساز » است و « مشتاق » . دمساز است ، زيرا همراه با انسان است ، مشتاق است ، زيرا مىخواهد روح انسانى را به معشوق برساند . اين كه مىگويد : « حديث راه پر خون مىكند ، احتمال مىرود كه مقصود از راه مسيرى باشد كه روح انسانى در نزول به جهان طبيعت