( ( 684 ) ) ور تو نگدازى عنايتهاى او
خود گدازد اى دلم مولاى او
عنايت خداوندى سر وحدت را بر ما آشكار خواهد ساخت
مىگويد اگر تو خود نتوانى سر اين وحدت را درك كنى ، خود خداوند اين حالت با عظمت « يكى ديدن » را به تو خواهد بخشيد ، البته بايستى به اين نكته اضافه كرد كه اين عنايت حق پس از آن است كه خود انسان در مقام تعالى و تكامل بر آيد .
« و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا » .
( آنان كه در راه ما بكوشند ما آنها را به راه هاى خود هدايت خواهيم كرد ) .
هيجان روانى جلال الدين
اگر درست توجه كنيم خواهيم ديد جلال الدين در اين حال كه مىگويد :
اگر براى كسى پيدا كردن ديد وحدت در موجودات دشوار شود ، و نتواند اين راه را به پيمايد و نتواند از قيد و زنجير كثرتها رهايى يابد ، خود خداوند اين كار را خواهد كرد ، اين مطلب را باز با يك هيجان روحى متذكر گشته مىگويد :
« اى دلم مولاى او » اين حالت روانى كشف مىكند كه جلال الدين نمىخواهد فقط از نظر علمى يا دينى عادى اين دشوارى را چاره جويى كند ، بلكه مانند اين كه خود مبتلا به دشوارى مزبور گشته است ، در حال نيايش به سر مىبرد نه گفتگوى يك مسئلهء علمى .
و اين حالت روانى در موارد زيادى از مثنوى ديده مىشود كه جلال الدين را به خود مشغول داشته مطالعه كننده را حقيقتاً منقلب مىسازد .