( ( 429 ) ) ور حسد گيرد تو را ره در گلو
در حسد ابليس را باشد غلو ( 1 ) ( ( 430 ) ) كو ز آدم ننگ دارد از حسد
با سعادت جنگ دارد از حسد
( ( 431 ) ) عقبهاى ( 2 ) زين صعبتر ( 3 ) در راه نيست
اى خنك آن كش حسد همراه نيست
( ( 432 ) ) اين جسد خانهء حسد آمد بدان
كز حسد آلوده گردد خاندان
خان و مانها از حسد گردد خراب
باز شاهى از حسد گردد غراب ( 4 ) ( ( 433 ) ) ار جسد خانهء حسد باشد و ليك
آن جسد را پاك كرد الله نيك
يافت پاكى از جناب كبريا
جسم پر از كبر و پر حقد و ريا
( ( 434 ) ) طهّرا بيتى بيان پاكى است
گنج نور است ار طلسمش خاكى است
( ( 435 ) ) چون كنى بر بىحسد مكر و حسد
ز ان حسد دل را سياهىها رسد
( ( 436 ) ) خاك شو مردان حق را زير پا
خاك بر سر كن حسد را همچو ما
آيه
« أَلَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ اَلظِّلَّ وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَه ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا اَلشَّمْسَ عَلَيْه دَلِيلًا . ثُمَّ قَبَضْناه إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً . » 25 : 45 - 46 ( 5 ) ( آيا نمىبينى كه خداى تو چگونه سايه را « در روى زمين » گسترانيده است ؟ اگر او بخواهد سايه را براى هميشه در روى زمين نگه مىدارد . سپس خورشيد را دليل وجود آن سايه و حركاتش كرده است ، و سپس اين سايه ها را به آسانى « با بر آمدن آفتاب » به سوى خود كشيديم . )
هامش
( 1 ) غلو افراط . .
( 2 ) عقبه گردنه ، راه صعب العبور . .
( 3 ) صعب سخت و دشوار . .
( 4 ) غراب كلاغ . .
( 5 ) سوره فرقان ، آيه 45 و 46 . .