تمام آن لذايذ خيالى وبالى بر گردنشان شده است ، زيرا :
چون به هر ميلى كه دل خواهى سپرد
از تو چيزى در نهان خواهند برد
خداوند مىفرمايد : « وَيَوْمَ يُعْرَضُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى اَلنَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ اَلدُّنْيا وَاِسْتَمْتَعْتُمْ بِها » 46 : 20 ( 1 ) ( رستاخيز روزى است كه كفار بر آتش عرضه مىشوند ، « به آنان گفته مىشود : كه شما امروز نمىتوانيد از ما چيزى مطالبه كنيد » زيرا نيروهاى پاك خود را در دنيا مستهلك كردهايد ) مثالى را كه جلال الدين در دو بيت بعدى مىزند با آيهء فوق بسيار قابل تطبيق است :
ديو را چون حور بيند او به خواب
پس ز شهوت ريزد او با ديو آب
چون كه تخم نسل را در شوره ريخت
او به خويش آمد خيال از وى گريخت
بيدار مىشود مىبيند ، نيرو به استهلاك رفته ، بدن ضعيف و جسم كثيف شده است .
( ( 416 ) ) ضعف سر بيند از آن و تن پليد
آه از آن نقش پليد ناپديد
جوهر زندگانى ما را رؤياها مستهلك مىسازند
پس از اين جلال الدين به يك تشبيه ديگر شروع مىكند كه در ابيات گذشته نيز مقدارى در اين تشبيه صحبت كرده بود ، مىگويد : اين لذايذ و برخوردارى از آنها درست شبيه به اين است كه مرغى در فضاى بالا مشغول پرواز بوده باشد ، و صياد احمق كه بالاتر را نمىبيند ، سايهء آن مرغ « كه به زمين افتاده است » او را جلب كرده ، به دنبال خويش مىكشاند ، اين صياد ابله آن مقدار مىدود تا نيروى خود را از دست مىدهد ،
هامش
( 1 ) سوره احقاف ، آيهء 20 . .