تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
در اين صورت انسان گمان مىكند كه تمام اصول و قوانينى را كه در آن مسئله تثبيت شده فرض كرده بود ، درهم ريخته است . در صورتى كه ممكن است نادانى او به يك نكتهء بسيار ناچيز كه به نظر نمىآمده است باعث خنثى نمودار شدن آن اصول و قوانين گشته است . گاهى هم از اين گمان بالاتر رفته ، شايد يك علم را متهم كند و بگويد : كه معلوم مىشود اصلا اين علم اساسى نداشته است ، اين است كه جلال الدين مىگويد :
شربت و ادويه و اسباب او از طبيبان ريخت يك سر آبرو
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 80 | محمد تقي جعفري