تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
( ( 53 ) ) از قضا سركنگبين صفرا فزود روغن بادام خشكى مىنمود

چگونه محاسبه ها غلط از آب در مىآيد

اين گونه رويدادها گاهى هم با اين جمله بيان مىشود : ( اين اقدام به نقض غرض انجاميد ) . بعضى از شعراى ديگر مضمون فوق را به قرار ذيل بيان كرده‌اند :
چون بد آيد هر چه آيد بد شود يك بلا ده گردد و ده صد شود آتش از گرمى فتد مهر از فروغ فلسفه باطل شود منطق دروغ كور سازد چشم عقل كنجكاو بشكند گردونه‌اى را شاخ گاو پهلوانى را بيندازد خسى پشه‌اى غالب شود بر كركسى
آيا اين مسئله به همين شكل واقعيت دارد ؟ يعنى واقعا چنين است كه گاهى علل و عوامل خاصيت طبيعى خود را از دست مىدهند ؟ اين مسئله را در آينده به طور فراوان جلال الدين مطرح خواهد كرد ، و بايستى در نظر گرفته كه اين مسئله صورتهاى زيادى دارد ، مثلا اين كه مىگوييم : علل از خاصيت خود بر كنار مىگردد ، يعنى گاهى معجزه‌اى مىآيد و سيستم طبيعت را دگرگون مىنمايد . و ممكن است اين مطلب منظور بوده باشد كه انسان عواملى را در ذهن خود به عنوان صد درصد علل فرض كرده ، خاصيتهاى مطلقى براى آنها اثبات كرده است ، در صورتى كه واقعيت از آن قرار نبوده به ريش او مىخنديده است . . . . اما به هر حال اين مسئله براى انسان فوق العاده حيرت انگيز است كه گاهى كه مقدمات به طور صد درصد در نظر او نتيجه‌اى را ايجاب مىكند ، در عمل و در موقع پياده شدن عكس نتيجهء مطلوب را مىدهد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 79 | محمد تقي جعفري