بدست آورده است ، پس با اين وصف چرا مدح علىّ بن موسى را ترك كرده اى و از صفات ممتازى كه در او جمع است چيزى نمىگوئى ، من در پاسخ ايشان گفتم قدر آن ندارم و مرا راهى نيست كه امامى را كه جبرائيل خادم جدّ بزرگوارش بوده مدح گويم .
مأمون چون اين بشنيد احسنت گفت ، و به مقدارى كه به تمامى شعرا صله و انعام داده بود به او داد ، و بر همهء آنان ويرا برترى داد .
مأمون چون اين بشنيد احسنت گفت ، و به مقدارى كه به تمامى شعرا صله و انعام داده بود به او داد ، و بر هم آنان ويرا برترى داد .
10 - حسين بن ابراهيم مكتّب - رحمه الله - به سند متن نقل كرد كه ابو نواس روزى نظر به على بن موسى عليهما السّلام افكند در موقعى كه حضرتش از نزد مأمون بيرون آمده و بر استرى سوار بود ، پيش آمده و بر او سلام كرد و عرض كرد : يا ابن رسول الله ! من در بارهء شما چند بيت سرودهام دوست داشتم آن را از من بشنوى ، حضرت فرمود : بگو . ابو نواس شروع كرده گفت :
مطهّرون نقيّات ثيابهم
تجري الصّلاة عليهم اينما ذكروا
تا آخر اشعارى كه در متن ذكر شده است كه ترجمهء آن چنين است :