و پس از آن به رزين برادر دعبل گفت : تو آن را تمام كن ، وى گفت :
فلو كنتم على ذاك تصيرون الى القصف
تساوت حالكم فيه و لم تبقوا على الخسف
يعنى : اگر بر آن حالت سابق بوديد و در آن حالت به خوشى و راحتى بوديد ، قبل و بعد حالتان در آن مساوى شد و بر خوارى و ذلَّت باقى نمانديد .
و پس از وى به دعبل گفت : اى ابو علىّ ! تو آن را تمام كن ، دعبل گفت :
اذا فات الذى فات فكونوا من ذوي الظَّرف
و خفّوا نقصف اليوم فإنّى بايع خفّى
يعنى : اكنون كه آنچه داشته بوديم از دست دادهايم ، پس داراى صبر و پايدارى باشيد و آسان بگيريد و امروز را بسر مىبريم و من براى مخارج حتّى كفش خود را ميفروشم .
8 - حسين بن احمد بيهقىّ گويد : صولى از هارون مهلَّبى نقل كرد كه چون ابراهيم و دعبل نزد حضرت رضا عليه السّلام رسيدند در حالى كه مردم با حضرت بعنوان وليعهدى بيعت كرده بودند ، دعبل اين اشعار را سرود كه مطلع آن اينست :
مدارس آيات خلت من تلاوة
و منزل وحى مقفر العرصات
يعنى : محلّ دروس قرآنى از خواندن قرآن خالى شده بود ، و محلّ نزول