نام عيسى بن سليمان ديده مىشود كه او نيز وضعى ناشناخته دارد ، و عمربن عبد العزيز كه به گفتهء نجاشى در رجالش ، جلد دوم ، صفحهء 127 : إمامِيٌّ مِخْلَطْ « 1 » ، و كشى به نقل از فضل بن شاذان مىآورَد كه دربارهء او گفته : « روايات مجهول مىگويد » ( اختيار معرفةالرجال ، ج 2 ، ص 748 ) .
از نظر متن روايت ، پوشيده نيست كه چنين عبارتهايى در حديث آورده مىشود و گردى بر دامن گويندهء آن نمىنشيند ، زيرا به هيچ رو دشنام نيست و اميرالمؤمنين عليه السلام به جاى « فرج » به كنايه « هن » گفته است و يادآور شده كه بر شرمگاه او چيزى آشكار است آويزان . كنايه از شيوههاى متعارف در زبان عربى است كه از شيوا سخنان و زبان آوران خرده گرفته نمىشود ، زيرا تصريح به اين معانى نيكو نيست . در قرآن به جاى فرج ، جماع ، لواط ، تغوط و نظاير آن به زيباترين شكل كنايه آورده شده است ، چنانكه در سنّت نبوى نيز بسيارى از اين موارد ديده مىشود كه بر پژوهشگر آن پوشيده نيست .
نويسنده ، چنين روايتى را از اميرالمؤمنين عليه السلام گران شمرده و آن را مايهء اهانت مىداند ، در حالى كه خودِ آنها از على عليه السلام رواياتى مىآورند زشتتر از اين روايت مانند نقل ابن اثير در نهايه ، ( جلد 1 ، صفحهء 440 )
هامش
( 1 ) - يعنى شخصى كه عقيدهء ثابتى ندارد ، گاهى به جبر و گاهى به قَدَر اعتقاد پيدامىكند ، و يا كسى كه امير مؤمنان على عليه السلام را دوست دارد ولى از دشمنان وى تبرّى و بيزارى نمىجويد . به نقل از مجمع البحرين مادهء خلط . و به اصلاح امروز التقاطى است .