كُنَّا شعارَ نَبِيَّنا وَ دثارَه * يفديه مِنّا الروحُ وَالأبصارُ
إنّ الوصيَّ إمامُنا وَ وَليُّنا * بَرِحَ الخفاءُ وَباحَتِ الأسرارُ
« 1 » به زبير و به طلحه بگو ما همانهايى هستيم كه شعارمان انصار است .
ما همانهايى هستيم كه قريش ، اين كافران ، رفتار ما را به روز چاه [ بدر ] ديد .
ما در ظاهر و باطن همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم و جان و چشم ما فداى او باد .
جانشين ، همان امام و ولىّ ماست كه [ با او ] خفا و پنهانى از ميان رفت و اسرار آشكار شد .
آنچه سيد مرتضى عسكرى و شيخ محمّد جواد مغنيه در واقعى نبودن شخصيت عبداللّه بن سبا بدان گراييدهاند تنها نظر آنان است و ما با آنها همراه نيستيم .
از اينجا روشن مىشود پندار نويسنده در اينكه فقهاى اماميه شخصيت عبداللّه بن سبا را غير واقعى مىدانند نادرست است .
به هر رو خواه وجود عبداللّه بن سبا ثابت شود يا نه ، مسألهاى است كه هيچ ارتباطى ، دور يا نزديك ، به مذهب شيعهء اماميه ندارد ، زيرا شيعيان از او تبرّى مىجويند و نفرينش مىفرستند ، و از همين رو در ميان كتب شيعه حتّى يك روايت از او نقل نشده است و يك سخن از او نستاندهاند .
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 48 ، چاپ منقّح ، ج 1 ، ص 147