مىتواند به دو نفر ديگر هم بازگردد ، و شايد مفهوم آن برخى از خلفاى اموى يا خلفاى عباسىِ همروزگار امام عليه السلام هنگام صدور اين روايت باشد .
نويسنده ادّعا كرده است كه نزد فقهاى شيعه مسلّم است كه كعبه اهميّتى ندارد و كربلا بهتر و برتر از آن است ، زيرا براساس نصوص ، كربلا برترين جاى زمين و ارض برگزيدهء خداست كه مقدّس و مبارك است و حرم خدا و رسول او و قبلهء اسلام است و در خاك آن شفا نهفته است و هيچ زمينى حتّى كعبه با آن رقابت نمىكند .
پاسخ وى آن است كه اين سخن كه كعبه اهميّتى ندارد دروغ آشكار است . چگونه چنين سخنى صحيح است در حالى كه كعبه قبلهء مسلمانان است و همهء علماى مسلمان - سنّى و شيعه - هم سخناند كه هيچ نمازى صحيح نيست مگر آنكه رو به قبله يعنى كعبهء مبارك داشته باشد و اين چندان معلوم است كه جز ستيزهجويى نادان كسى آن را انكار نمىكند .
اما اينكه كربلا ارض برگزيدهء خداست كه مقدّس و مبارك است و حرم خدا و رسول او و قبلهء اسلام است دروغى آشكار مىباشد ، زيرا هيچ گاه يكى از شيعيان را نمىبينيد كه در نماز يا غير آن رو به سوى كربلا بودن را جايز بداند و آن را زمين برگزيدهء خدا يا حرم الهى كه همان مكّهء مكرّمه است يا حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله كه همان مدينهء منورّه است بداند ، زيرا اخبار بسيارى [ در شأن مكّه و مدينه ] به اين حقيقت گواهى دادهاند كه يكى از آنها صحيحهء حسان بن مهران است كه گفته :
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 292
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٩٢