بمانَد » ( عدة الاصول ، ج 1 ، ص 356 ) .
كلام شيخ بسيار روشن است و مقصود او احاديث متعارض و مختلفى است كه در هر دو كتاب يادشده آورده است و مقصود او بيان شمار كلّ احاديث دو كتابش نبوده - چنانكه كاملًا روشن است - ، زيرا بسيارى از احاديث تهذيب و استبصار ، همان گونه كه نيازى به توضيح ندارد ، اصلًا با يكديگر تعارض ندارند .
نويسنده مىگويد : به همين سبب سيدهاشم معروف الحسنى گفته است : « جاعلان شيعه همراه دشمنان ائمّه عليهم السلام شمار بسيارى از اين گونه احاديث را از زبان ائمّهء هدايتگر جعل كردهاند » . هاشم همچنين مىگويد :
« پس از كندو كاو در احاديث پراكنده در مجموعههاى حديثى همچون كافى ، وافى و جز آن دو در مىيابيم كه غالباً و حاقدان ائمّه هدايتگر بابى از ابواب را رها نكردهاند مگر آنكه براى به فساد كشيدن احاديث ائمّه و بد نام كردن ايشان بدان نفوذ كردهاند » ( الموضوعات ، ص 165 و 253 ) .
پاسخ وى آن است كه روشن است علماى شيعه به صحت همهء احاديث كافى ، وافى و ديگر مجموعههاى حديثى قائل نيستند و باور بر آن دارند كه اين احاديث از حديثهاى ضعيف يا جعلى بر كنار نيستند و اين مقولهاى چالشناپذير است ، ولى موجب نمىشود [ ادعاى ] ساقط شدن همهء اين كتب از اعتبار و حجيّت صحيح دانسته شود . خداوند به علما پاداش خير دهد كه اين احاديث را پاك و تنقيح كردند و صحيح را از ضعيف بازشناختند و درست را از نادرست جدا كردند . وضع و حال اين گونه كتب ، وضع و حال بيشتر كتابهاى اهل سنّت است كه صحيح و
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 278
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٧٨