سيوطى نيز در در المنثور در تفسير اين سخن خداى متعال
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
، و ابو نعيم در حلية الاولياء ، خطيب در تاريخ بغداد ، نسائى در خصائص ، صاحب رياض النضره ، ابن حجر در صواعق المحرقه ، صاحب كنز العمال ، ابن اثير در اسد الغابة ، ابن قتيبه در الامامة و السياسة ، طحاوى در مشكل الآثار ، مناوى در فيض القدير و هيثمى در مجمع الزوائد روايت كردهاند .
( 1 ) همچنانكه احمد بن حنبل ، فخر رازى در تفسيرش ، بغدادى در تاريخش ، محبّ طبرانى در ذخائر ، صاحب فيض القدير در شرحش و صاحب رياض النضرة اين حديث را آورده و تصريح كردهاند كه پس از آنكه سخن پيامبر به پايان رسيد ، عمر بن خطاب به على ( ع ) تبريك گفته و اظهار داشت : تو سرور هر مرد و زن با ايمانى گشتى . گروهى از محدثان تصريح كردهاند كه ابو بكر به على گفت : « اى پسر ابو طالب ، تو مولاى ما و مولاى هر مرد و زن مؤمنى گشتى . » همچنانكه گروهى تصريح كردهاند كه چون سخن پيامبر به پايان رسيد ، خداوند آيهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً »
را بر آن حضرت نازل فرمود .
( 2 ) در تفسير رازى به هنگام گفتگو از سبب نزول آيهء
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
آمده است كه دهمين سبب از اسباب نزول آن اين است كه در فضيلت على بن أبي طالب فرود آمده و در آن هنگام پيامبر دست او را گرفت و فرمود : « هر كس من مولاى اويم اين على نيز مولاى اوست ، خدايا دوست بدار آنكه او را دوست مىدارد و دشمن بدار آنكه او را دشمن مىدارد » . و افزوده است كه عمر بن خطاب على را ديدار كرد و گفت : « گوارا باد بر تو ، تو سرور من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى . »
( 3 ) در تاريخ يعقوبى آمده است كه پيامبر شبانه از مكه به سوى مدينه رهسپار گشت و دوازده شب از ذيحجه گذشته به جائى نزديك جحفه كه به آن غدير خم مىگفتند رسيد . در آنجا توقف فرمود و به سخنرانى