بايد اشاره كرد كه اصول اخلاقى ديودور تنها اندرزهايى نيستند كه عقل سليم حكم مىكند ، بلكه اين اصول اخلاقى با اعتقادات مذهبى كه از نياكان به ارث رسيده ، تلفيق شده است . براين اساس ، وى همواره بر مجازاتى كه گريبانگير حرمتشكنان به مذهب شده تأكيد مىورزد ، براى مثال روى دادن زلزله در هليكا و بورا را به خشم و غضب پوزئيدون نسبت مىدهد . « 1 » اخلاق سياسى ديودور نيز بر اصل سادهاى بنيان نهاده شده است : جرم و جنايت پايدار نمىماند ، زيرا مشيت الهى جريان امور را به گونهاى تغيير مىدهد كه بدكاران به سزاى اعمال خويش برسند . « 2 »
زبان و سبك نگارش ديودور
فوتيوس كه از كتابخانه تاريخى ديودور استفاده زيادى كرده است ، سبك نگارش ديودور را اينچنين تعريف مىكند :
« وى از زبانى روشن ، بىتكلف و كاملا منطبق با نوعى تاريخى بهره مىجست .
او نه در پى عبارات مطنطن بود و نه در پى واژگان مهجور . از زبان عاميانه نيز دورى مىجست . ذوقش ، وى را به سوى سبك و اسلوبى « ميانه » رهنمون مىساخت . اين سبك او را از به كار بردن استعارات و ديگر آرايههاى ادبى كه در شعر معمول است ، بازمىداشت و تنها وقتى افسانههاى يونانى مربوط به خدايان و پهلوانان را گزارش مىكند از اين شيوه سود مىجويد . » « 3 »
ديودور خود در مقدمهى كتاب بيستم ، مورخانى را كه در نوشتههاى خويش از زبانى پرتكلف و سبكى پيچيده بهره جستهاند به باد انتقاد مىگيرد :
« مورخانى كه در آثار خويش نطقهاى بىپايان گنجانده يا به مشق سخنورى پرداختهاند سزاوار نكوهشاند . نهتنها اين حاشيهروىهاى بىمورد رشتهى نقل
هامش
( 1 ) . كتاب پانزدهم ، فصل 49
( 2 ) . براى مطالعهى بيشتر دربارهى نگرش اخلاقى ديودور به تاريخ ؛ ر . ك به :J . M . CamachoRojo « EnornoaDiodorode sicilaysuconcepc ionmoralizantede lahistoria » EFG 2 , 1986 , pp . 51 - 60( 3 ) .Bibl . , Cod . 70 , 35 a 6 sq .