د . اى . هام نظرى مخالف دارد و پوزيدونيوس را منبع ديودور در نگارش اين بخش از مقدمه نمىداند :
« پوزيدونيوس به منزلهى يك فيلسوف رواقى براين اعتقاد بود كه تمامى چيزها از جمله تمامى رويدادهاى تاريخى توسط تقدير به وقوع مىپيوندند . ديودور سيسيلى كه تاريخ جهان را از نخستين ادوار تا سال 54 پ . م به نگارش درآورد در مقدمهى خويش نوشته است كه يكى از نقشهاى مورخان اين است كه با نشان دادن پيوند الهى وقايعى كه در سراسر جهان مسكون روى مىدهند ، خدمتگزاران مشيت الهى شوند . اغلب ، اين سخن را به انديشه و فلسفهى پوزيدونيوس منسوب مىكنند و شايد همينگونه باشد . حتى اگر ديودور از پوزيدونيوس الهام گرفته باشد ، تعهد و التزام وى در نشان دادن نقش مشيت الهى در بههم پيوستگى رويدادها با هدف پوزيدونيوس از نگارش تاريخ جور درنمىآيد . در واقع ، با نگاهى اجمالى به اندك قطعات بازمانده از پوزيدونيوس مىبينيم كه هيچ اشارهاى به ايزد ، تقدير يا مشيت به منزلهى قدرت در تاريخ نشده و حتى به بخت و اقبال تنها به عنوان خصوصيت عمومى آتنيان اشاره شده است . از همين اندك قطعات بازمانده چنين برمىآيد كه پوزيدونيوس مىتوانست دلايل منطقى براى وقوع رويداد اقامه كند بىآنكه به ايزد ، سرنوشت يا مشيت الهى توسل جويد . » « 1 »
خ . لنس نيز هميننظر را در مقالهى خود مطرح كرد . « 2 »
امروزه نيز نظر پژوهشگران و سخنسنجان « 3 » دربارهى منبع ديودور ، مختلف و متشتّت است ، اما آنچه كه در اينباره مىتوان گفت اين است كه در جاىجاى اين مقدمه برخى اصول روشمند در تاريخنگارى و نيز انديشههاى فلسفى به چشم مىخورد كه حاصل تفكر ديودور نمىباشند ، ولى به يك مكتب فلسفى خاص نيز تعلق ندارند . بىگمان ديودور به منزلهى يك شخص علاقهمند و فرهيخته با آثار بسيارى از فيلسوفان پيشين نظير فيثاغورث ، دموكريتوس ، سقراط ، ارسطو و
هامش
( 1 ) .D . E . Hahm , « Posidonius'sTheo ryofHistoricalCa usation , ANRWII . 36 , 3 , 1989 p . 1358( 2 ) .J . Lens , « Sobrelanaturalez adelaBibliotecaH istoricadeDiodor o » , EFG 2 , 1986 , p . 14( 3 ) .Philologues