نيست . وانگهى اين نويسندگان ( نويسندگان تاريخ جهان ) كوشيدهاند تمامى انسانها را كه خويشاوند يكديگرند و تنها به خاطر فاصلهى مكانى و زمانى از هم دورافتادهاند ، تحت كانون واحدى گرد هم آورند : اينچنين مىتوان گفت كه آنها خدمتگزاران مشيت الهى شدند . » ( كتاب اول ، فصل 1 ، بند 3 )
نظر پژوهشگران و ديودورشناسان دربارهى منبع ديودور در نگارش اين بند از مقدمه ، متفاوت و گاه متناقض است .
زمانى كه بوسالت در مقالهاى به تأثير مستقيم پوزيدونيوس در اين بخش از مقدمه اشاره كرد « 1 » ، اغلب پژوهشگران اين نظر را پذيرفتند ، به ويژه ك . راينهارد « 2 » و م . پوهلنز « 3 » از ايننظر سخت طرفدارى كردند . ر . لاكور نيز كه پيشتر ، افوروس را منبع ديودور در نگارش تمام قسمتهاى مقدمه مىپنداشت « 4 » ، پذيرفت كه اين بخش از مقدمه از آن پوزيدونيوس است « 5 » .
در مقابل ، ناك فرضيهى راينهارد را سخت نقد كرد و براين عقيده است كه آبشخور فكرى ديودور در نگارش اين بخش از مقدمه نه پوزيدونيوس بلكه فلسفهى روّاقى به معناى عام آن بوده است ، زيرا هيچ دليل مبرهنى وجود ندارد كه نشان دهد ديودور از پوزيدونيوس اقتباس كرده است . ناك نهتنها تأثير پوزيدونيوس بر ديودور را در اين بخش از مقدمه رد كرد ، بلكه براين باور است كه هيچ نشانى از انديشهى پوزيدونيوس در سراسر مقدمهى ديودور ديده نمىشود . جملهاى كه وى دربارهى اين مقدمه گفته ، معروف شده است :
« 6 »
« Itistheproemstyl eofasmallmanwith pretentions . »
هامش
( 1 ) .G . Busolt , « DiodorosVerhaltn isszumStoicimus » , Fleckeisen'sJahr bucherfurclassis he Philologie 139 , 1889 , p . 297( 2 ) .K . Reinhardt , KosmosundSympath ieNeueUntersuchu ngenuberPoseidon ios , Munchen 1926 , p . 184( 3 ) .M . Pohlenz , DieStoaGeschicht eeinegeistigenBe wegung , t . I , Gottingen , 1948 , p . 213( 4 ) .R . Laqueur , « Ephorus : Dieproomien » , Hermes 46 , 1911 , pp . 161 - 206( 5 ) .R . Laqueur , « Diodorea » Hermes 86 , 1958 , pp . 275 - 290( 6 ) .Nock , « Posidonius » , JRS 49 , 1959 , p . 5