و بر آن بود تا سپاه عظيمى از مزدوران را گردهم آورد « 1 » . بنابراين تصميم گرفت به جنگهاى فرسايشى يونان ، پايان بخشد . اردشير ، در واقع ، بسيار اميدوار بود كه يونانيان ، به مجرّد اينكه از جنگهاى داخلى خلاصى يافتند ، با طيبخاطر به خدمت او درآيند . پس سفيرانى را به يونان روانه ساخت تا شهرها را دعوت به انعقاد صلحى همگانى كنند « 2 » .
( 2 ) يونانيان با شادى از اين پيام استقبال كردند ، زيرا از جنگهاى پىدرپى خسته شده بودند . جملگى صلح را منعقد ساختند . مقرر شد كه تمامى شهرها خودمختار و خالى از ساخلو شوند . يونانيان مأمورانى را انتخاب كردند كه شهرها را بازرسى كرده و ساخلوهايى را كه هنوز در برخى شهرها وجود داشت ، بيرون مىراندند « 3 » .
( 3 ) تنها تباييان نپذيرفتند كه اين پيمان شهر به شهر ، سوگند خورده شود .
آنها تمام بئوسى را تنها به بخش تابعى از تب تقليل دادند . آتنيان به شدت با اين طرح مخالفت كردند ، كاليستراتوس « 4 » ، كه در رأس جناح مردمى قرار داشت ، سخنگوى آتنيان بود . در مقابل ، اپامى نونداس سخنگوى جناح تباييان بود كه سخنرانى غرايى در برابر مجمع عمومى ايراد كرد « 5 » . تمامى يونان براى انعقاد قرارداد صلح اتفاقنظر پيدا كردند و تنها تباييان از پذيرش آن سرباز زدند كه از صلح
هامش
( 1 ) . در نخستين بخش از وقايع سال 375 پ . م ، اوضاع اين سال به دقت شرح داده شده است . به ويژه دخالت پادشاه پارس مسلم است ، ولى گزنفون به سكوت از آن گذشته است ؛ حال آنكه گواهى فيلوخور( Philochore )آن را تأييد مىكند . انگيزهاى كه ديودور به پادشاه پارس منصوب مىكند ، به واقعيت نزديك است .
( 2 ) . روايت صلح 371 پ . م ( 50 ، 4 - 51 ، 1 ) با روايت صلح 375 پ . م ( 38 ، 1 - 39 ، 2 ) همانند است .
( 3 ) . از اينجا روايت ، روىدادها را از سال 371 - و نه 375 پ . م - دربرمىگيرد . تباييان در 371 پ . م - و نه 375 پ . م - از صلح رانده شدند ، همچنانكه ايزوكرات ( پلاتائيك ، 14 ) بدان اشاره دارد . وانگهى تب در 373 - 372 پ . م از اعضاى فعال اتحاديهى آتن بود .
( 4 ) .Callistratos( 5 ) . اين دو خطيب در سال 371 - و نه 375 پ . م - در اسپارت به سخنرانى پرداختند . بر پايهى نظر پلوتارك ( آژزيلاس ، 27 ، 4 - 28 ، 2 ) اپامى نونداس به تهييج و تحريك مجمع پرداخت و رقيب اصلى وى ، آژزيلاس بود . گزنفون ( تاريخ يونان ، 6 ، 3 ، 10 - 18 ) ما را به سخنرانى كاليستراتوس آگاه مىسازد .