از وى بازستانند ؛ اما بزرگانى كه در مجمع حضور داشتند گفتند كه بايد به او احترام گذارده ، از سرنوشت بيم داشت و از انتقام خدايان بيمناك بود . آنان گفتند ، موضوع بحث ، بررسى مجازاتى نيست كه دوستيوس سزاوار آن است ، بلكه در نظر گرفتن نوع رفتارى است كه سيراكوزيان بايد در اين شرايط ، پيش گيرند . به قتل رساندن يك تبعيدى كه سرنوشت بر وى چنين حالى روا داشته « 1 » ، شرمآور خواهد بود و نجات وى و در عين حال احترام به خدايان ، در شأن بزرگوارى عموم است .
( 4 ) مردم بىدرنگ و يكصدا از هر سوى بانگ برآوردند كه دوستيوس را آزاد كنيد . اينچنين ، سيراكوزيان پس از آنكه دوستيوس متضرع را بخشيدند ، وى را به كورنت تبعيد كردند . آنان به وى دستور دادند زندگيش را در آنجا سپرى كند و به نحوى شايسته ، مايحتاجش را فراهم كردند .
( 5 ) اينك به سال پيش از لشكركشى آتنيان به قبرس - تحت فرماندهى سيمون - رسيدهايم و اين كتاب را در اينجا براساس طرحى كه در آغاز عرضه داشتيم ، به پايان مىبريم .
هامش
( 1 ) .Pro scritdelaFortune