تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
در برخى أحاديث آمده است كه ابتدأ يكى از أصحاب حضرت كه مردم أو را مىشناسند در مسجد الحرام به پا مىخيزد وآنان را براي شنيدن پيام حضرت وپذيرش دعوت أو فرا مىخواند . از امام زين العابدين ( عليه السلام ) نقل شده كه فرمود : " مردى وابسته به أو برخيزد وندا دهد : اى مردم ! اين شخص ، خواسته شماست كه اينك نزدتان آمده ، شما را به همان أموري دعوت مىكند كه پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) دعوت فرمود ، با شنيدن اين كلمات ناگهان مردم به پا خيزند ، امام نيز برخيزد وچنين گويد : اى مردم ! من فلانى فرزند فلانى فرزند پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) هستم ، شما را دعوت مىكنم به آنچه پيامبر خدا دعوت فرمود ، در اين وقت مردم آهنگ كشتن أو را كنند ، اما سيصد وچند تن از ياران حضرت به پا خاسته واز وقوع اين حادثه جلوگيرى نمايند " ( 1 ) معناى جمله " مردى وابسته به أو " يعنى از سلاله أو ومعناى " به پا خيزند " يعنى مىايستند تا مهدى ( عليه السلام ) را كه زبانزد مردم شده وچشم انتظار وى هستند ببينند وشايد هدفشان اين باشد كه برخيزند واز ترس رژيم حاكم ، آماده بازگشت باشند . واما آنها كه بسوى امام هجوم مىبرند وآهنگ كشتن وى را دارند بي گمان از عمّال رژيم حجازند ، روايت با دقت تمام حالت شور ونشاط مسلمانان را كه در جستجوى حضرتند همراه با وحشت وخشم مردم از حكومت به تصوير مىكشد . نكته قابل توجه اينكه بعيد به نظر مىرسد ياران خاص امام ( عليه السلام ) براي آزاد سازى حرم ومكة آن هم در چنان فضاى دشوارى كه روايات بيان مىكنند ، كافى باشند ، فضائى كه مىتوان آن را از حادثه قتل وحشيانه نفس زكيه در دو هفته قبل از ظهور وبه جرم اينكه مىگويد : من فرستاده مهدى ( عليه السلام ) هستم وفرازهايى از پيام امام ( عليه السلام ) را ابلاغ مىكند ، احساس كرد . بي ترديد امام زمان ( عليه السلام ) علاوة بر أسباب غيبى كه خداوند در
هامش
( 1 ) بحار : 52 / 306 .