تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
انبيائيم ، از آن زمان كه پيامبر ما رحلت كرد تا امروز در حق ما ظلم شد وبر ما ستمها رفت وحقوق مسلم ما پايمال گرديد ، اينك ما از شما يارى مىخواهيم پس ما را يارى كنيد . وقتي جوان اين سخنان را ابلاغ كند ، بر أو هجوم آورند وأو را در مسجد الحرام ، ميان ركن ومقام به شهادت رسانند ، أو همان " نفس زكيه " است ، چون اين خبر به اطلاع امام رسد به ياران خود فرمايد : نگفتم به شما كه أهل مكة ما را نمىخواهند ؟ ياران حضرت در كنار أو باقي بمانند تا آن حضرت ظهور نمايد واز كوه طُوى با سيصد وسيزده نفر به تعداد رزمندگان جنگ بدر ، فرود آيد وبه مسجد الحرام وارد شده ودر مقام إبراهيم چهار ركعت نماز گزارد . آنگاه به حجر الأسود تكيه دهد وپس از حمد وستايش خدا وياد پيامبر ودرود بر أو ، سخنانى بيان كند كه كسى مانند آن نگفته باشد " ( 1 ) . طُوى نام يكى از كوههاى مكة واز ورودى هاى شهر است وآنچه درباره نفس زكيه در اين روايت آمده ، صحيح است . اما آنچه در بيان چگونگى ظهور حضرت بهتر به نظر مىرسد اين است كه آن بزرگوار ويارانش يك يك وارد مسجد الحرام مىشوند ، چنان كه خواهيم گفت . ابن حماد تعدادى روايت درباره نفس زكيه‌اى كه در مدينه ونفس زكيه‌اى كه در مكة به شهادت مىرسند آورده است . ( 2 ) از جمله مىگويد : " مهدى خروج نكند مگر آنكه نفس زكيه كشته شود وچون أو به شهادت رسيد ، أهل آسمان وزمين بر قاتلان أو غضبناك شوند ، آنگاه مردم نزد مهدى درآيند وهمچون بردن عروس با شور ونشاط گرداگرد أو جمع شوند ، أو زمين را پر از عدل وداد گرداند . زمين رويش خود را فزونى بخشد وآسمان از بأرش دريغ نورزد وأمت من در سايه ولايت أو به شكلى بي سابقه غرق در نعمتهاى الهى گردند " ( 3 ) .
هامش
( 1 ) بحار : 52 / 307 . ( 2 ) نسخه خطى ابن حماد صفحات 89 ، 91 و 93 . ( 3 ) نسخه خطى ابن حماد ص 91 .