عاشق الهى است :
همم المحبّ تجول فى الملكوت * و القلب يشكوا و الفؤاد صموت
" آرزوهاى عاشق در ملكوت سير مىكند درحالىكه قلب شكوه مىكند و دل بسيار ساكت است . " ( سلمى ، 1999 ، 183 )
بيشتر زنانى كه لقب والهه يا مجنونه داشتهاند و نامشان در گروه عقلاى مجانين آمده است ، شاعر هم بودهاند و احساسات تند و شوق سوزان و بىپايان درونى خود را بىپروا بيان مىكردهاند .
« ميمونه السوداء » از ديگر زنانى است كه ابن جوزى و ابو القاسم نيشابورى نامش را در رديف عقلاى مجانين ثبت كردهاند . او نيز صاحب فراست و كرامت بوده است و اشعارى را به وى نسبت دادهاند . ( ابن جوزى ، 1992 ، / 102 ) ( ابو القاسم نيشابورى ، 1987 ، 292 )
« تحفه » از ديگر شاعران عارف است كه نامش را در زمرهى عقلاى مجانين در تذكرهها حفظ كردهاند . كنيزى زيبارو كه به شعر سخن مىگفت و شيفته و مفتون محبوب ازلى بود . « انا مفتونة بحب حبيب » از اشعار او در بخش پيشين سخن رفت .
« آسيه بغدادى » ، « حيونه اهوازى » و « عوسجه واسطى » ديگر زنان شاعر عارفى هستند كه احوالى عالى داشتهاند و عشق الهى آنان را شيفته خود ساخته بود . حيونه واله و محب او بود . " قلبى فانّه واله بك " . براى او كراماتى نوشتهاند كه در جاى خود خواهد آمد . ابياتى نيز از وى باقى مانده است كه در فصل شعر و زنان صوفى به آنها اشاره شد .
« سلمونه » از آبادان بود . « سهل بن سعيد آبادانى گفت كه زنى مجنونه اينجاست كه سلمونه ناميده مىشود . روزها ديده نمىشود و آنگاه كه شب فرا مىرسد ، برمىخيزد به پشتبام مىرود و تا صبح منادى مىكند : اى سيد