( 62 ) ميمونه 174
خواهر ابراهيم خواص 175
وى خواهر ( از طرف مادر ) ابراهيم خواص و همسر حامد اسود ( سياه ) بود .
از ابو بكر رازى شنيدم كه مىگفت از جعفر خلدى شنيدم كه مىگفت از ابراهيم خواص شنيدم كه مىگفت : خواهرم ، آن زمان كه همسر حامد اسود بود ، به من گفت : از وقتى كه ديدم همسرم حامد به مسجد مىرود و در مسجد مىنشيند و نماز تحيت مسجد را نمىگزارد ديگر در نظرم حشمت و بزرگى ندارد . 176
از محمد بن عبد اللّه شنيدم كه از ابو الخير اقطع 177 نقل كرد كه مىگفت :
ابراهيم خواص بر خواهرش ميمونه وارد شد ، و وى از طرف مادر خواهر وى بود ، و به او گفت : امروز احساس گرفتگى در سينه دارم .
پس گفت : هركه دلش تنگ شد دنيا و آنچه در آن است بر او تنگ مىشود . نمىبينى كه خداوند تعالى مىفرمايد :
" حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ "
( و آنگاه عرصهى زمين با آنكه گسترده است بر ايشان تنگ آمد و تنگدل شدند . قرآن توبه 9 / 118 )