آنان را در زمين وسعتى بود ، و ليكن آنگاه كه تنگدل شدند ( ارواحشان برايشان تنگ گرفت ) ، دنيا و آنچه در آن است نيز بر ايشان تنگ شد .
شرح
( 174 ) . همچنين بنگريد ابن جوزى صفة الصفوة ج 2 / 527
ابن جوزى روايتى را نقل مىكند كه در اينجا نيامده است . احمد بن سالم گفت : كسى در خانهى ابراهيم خواص را كوفت . خواهرش به او گفت : كه را مىخواهى ؟ گفت : ابراهيم خواص را . پس گفت : از خانه بيرون رفته است . گفت : چه هنگام باز مىگردد ؟ گفت :
آنكه جانش به دست ديگرى است از كجا مىداند كه زمان بازگشتش چه هنگام است ؟
ابن جوزى غير از اين روايت اين جمله را دربارهى ميمونه اضافه مىكند : " كانت تسلك مسلك اخيها ابراهيم فى الزّهد و التقلّل و الورع و التوكّل . " طريق وى چون برادرش زهد و كمخواهى و پرهيزكارى و توكّل بود . صفة الصفوة ج 2 / 317 خطيب در تاريخ بغداد مطالب صفة الصفوة و كتاب سلمى را مىآورد . تاريخ بغداد صص 438 - 39
( 175 ) . ابو اسحاق ابراهيم خواص ( متوفى 291 / 904 ) وى اصلا از مردم شهر پادشاهى سامراء در شمال بغداد بود . از ياران جنيد بغدادى و مريد ابو عبد اللّه مغربى ( متوفى 299 / 911 - 12 ) بود . او از نخستين كسانى است كه بر طريق توكّل رفت . او گفت : توكّل سه درجه دارد : صبر بر بلا ، رضا به داده خدا و عشق به او . بنگريد طبقات الصوفية 284 - 87 و صفة الصفوة ج 4 / 98 - 102 و رساله قشيريه 411 و حلية الاولياء ج 10 / 325 - 26 و كشف المحجوب 153 - 54
جملهى منقول در پاورقى بالا از كتاب حلية الاولياء ج 10 / ص 351 است . " التوكّل على ثلاث درجات : الصّبر و الرّضى و المحبّة . - م
( 176 ) . اين گزارش همراه با روايت ابن جوزى ممكن است بر اين دلالت كند كه ميمونه از همسرش جدا شده و با برادرش زندگى مىكرده است .
( 177 ) . ابو الخير اقطع ( متوفى 340 / 952 ) اصلا از مردم شمال آفريقا بود ، اما در تينات نزديك انطاكيه و در ساحل سوريه مىزيست . او به فراست و داشتن كرامات مشهور بود .
او يكى از بزرگان در توكّل بود . اقطع ناميده مىشد براى اينكه دست راستش را به جرم همراهى با گروهى از دزدان به اشتباه قطع كردند . طبقات الصوفية 370 - 72 و رساله