است . كسى كه آفريدگار را دوست داشته باشد مصنوع و آفريدهى او را هم دوست مىدارد . عايشه در سال سيصد و چهل و شش از دنيا رفت .
شرح
( * ) آنچه ابن جوزى در صفة الصفوة ج 4 / 83 نقل مىكند همان است كه سلمى دربارهى اين زن آورده و منبع ابن جوزى هم همين كتاب سلمى است ، چون آنچه مىآورد هيچ تفاوتى با متن كتاب ذكر النسوة المتعبدات ندارد . همچنين احوال وى در كتاب اعلام النساء ج 3 / 158 و كتاب جامع كرامات اولياء نبهانى ص 113 آمده است . - م
( 141 ) . شاگرد سلمى ، عبد الكريم قشيرى در رساله قشيريه وقت را چنين تعريف كرده است :
صوفى پسر وقت است و مراد آن است كه تا او مشغول هست بدانچه اولىتر ، اندر حال قيام همىكند بدانچه اندر آن وقت فرمودهاند . رساله 55 / 56 ( ترجمهى فارسى ص 89 ) در روايتى كه دربارهى عايشه بنت عثمان در بالا آمد سلمى تسلط بر وقت را بهمعناى حفظ حال شخص مىداند . در اين مورد رجوع كنيد : باورينگ : نظريهى وقت در تصوف ايرانى در متون كلاسيك تصوف ايرانى صص 199 - 233
،Gerhard Bowering , " Ideas of Time in Persian Sufism " , in Lewisohn ed . , Classical Persian Sufism , 19 - 233 .( 142 ) . دربارهى أمّ احمد بنگريد : بخش 63