ابن جوزى دربارهى حفصه مىنويسد :
از عاصم احول نقل است كه گفت : ما بارها به ديدن حفصه دختر سيرين رفتيم . او چنين و چنان روپوش خود را به سر مىافكند و چهرهى خود را با آن مىپوشاند . پس به او گفتيم :
خدا تو را رحمت كند ، خداوند فرموده است : " و زنان يائسهاى كه اميد زناشويى ندارند ، بر آنان گناهى نيست كه چادرهايشان را فروگذارند ، به شرط آنكه زينتنمايى نكنند . " ( قرآن 24 نور / آيه 60 ) حفصه گفت : خداوند پس از آنچه مىفرمايد ؟ گفتيم : " و اينكه پاكدامنى بورزند برايشان بهتر است . " گفت : در اينجا اثبات حجاب مىكند .
هشام بن حسان گفت : حفصه به ما گفت : اى گروه جوانان ! درحالىكه هنوز جوان هستيد نفسهاى خود را تربيت كنيد . چرا كه من عمل حقيقى را تنها در ميان جوانان مىبينم .
گفت : حفصه قرآن را از دوازدهسالگى تا زمانى كه مرد يعنى در نودسالگى تلاوت مىكرد .
از هشام نقل است كه گفت : حفصه به مسجدش ( محل نماز ) وارد مىشد و در آنجا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را مىگزارد . سپس تا خورشيد بالا بيايد در همان حال مىماند و ركوع مىگزارد . سپس بيرون مىرفت و وضو مىساخت و اندكى استراحت مىكرد تا بانگ نماز در دهند . دوباره به نمازگاه خود وارد مىشد و اعمال روز پيش را تكرار مىكرد .
از مهدى بن ميمون نقل است كه گفت : حفصه به مدت سى سال در نمازگاه خود باقى ماند و از آنجا خارج نشد مگر براى رفع حاجتى و يا پاسخگويى به پرسش پرسندهاى .
از هشام نقل است كه محمد بن سيرين هرگاه مشكلى در قرائت قرآن داشت مىگفت برويد و از حفصه قرائت صحيح آن را بپرسيد .
هشام بن حسان گفت : هذيل پسر حفصه در تابستان هيزم جمع مىآورد و پوست آن را مىكند و نىهايى را كه فراهم آورده بود به دونيم مىكرد . حفصه گفت : در زمستان احساس سرماى بسيار مىكردم . پسرم چون زمستان مىشد آتشدان را مىآورد و پشت من مىگذاشت و من در نمازگاهم نماز مىخواندم . سپس با آن هيزمها و نىها آتشى مىافروخت كه دود آن بلند نمىشد و مرا گرم مىكرد . و تا خدا مىخواست گرماى خود را مىپراكند . حفصه گفت : هركسى به همان اندازه كه طلب كند درمىيابد .
حفصه گفت : گاهى مىخواستم او را از آنچه مىكند برحذر دارم و بگويم پسرم نزد
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص٢٤٠