( 13 ) أمّ اسود 48
دختر زيد [ يزيد ] عدويه 49 از مردم بصره
معاذه عدويه او را با شير خود پرورانده بود . 50
مسدد بن قطن از محمد بن حسين [ برجلانى ] و وى از يحيى بن بسطام و وى از عمران بن خالد نقل كرد كه گفت : أمّ اسود دختر يزيد به من گفت كه در پاسخ آن كسى كه از وى دربارهى سخن خداى عزّ و جلّ
" فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ "
( پس از آنان درگذر و گذشتى نيكو پيشه كن ، آيه حجر 85 ) پرسيده گفته است : رضا و خشنوديى بدون عتاب و سرزنش است . 51
شرح
( 48 ) . بنگريد بخش 40 كه آن هم دربارهى أمّ أسود است و ابن جوزى از آن ترجمهى كلمه به كلمهاى ارائه داده است . صفة الصفوة ج 4 / 32
( 49 ) . أمّ أسود و برادرش أسود بن يزيد بن قيس ( متوفى 75 / 694 - 5 ) برادرزادگان علقمه بن قيس نخعى محدث مشهور نسل دوم ( تابعين ) بعد از محمد رسول اللّه ( ص ) بودند . أسود از عمويش علقمه مسنتر بود و نزديك يك نسل پيش از او در كوفه از دنيا رفت . او زاهدى بود كه بدنش از فرط زيادهروى در زهد و رياضتهايش در روزه و عبادات به رنگ سبز و زرد درآمده بود . علقمه دربارهى رياضتهاى زاهدانهى أسود ابراز نگرانى كرده است . گفته شده كه او به سبب روزه نور يكى از چشمانش را از دست داد . همعصران