تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
دين وتشتّت آراءشان در احكام شرع مبين وعدول ايشان از تمسك حبل المنين كه عبارتست از امام زمان وزمين مىفرمايد : أمّا بعد از حمد وثناى الهى وصلوات بر حضرت . رسالت پناهى پس بدرستى كه خداوند تعالى نشكست هرگز گردنكشان روزگار را مگر بعد از مهلت ووسعت در حيات ، واصلاح نفرموده است استخوان شكسته احدى را از امّتهاى پيغمبران مگر بعد از شدّت وتنگى وامتحان ، ودر نزد آنچه استقبال نموديد از ملامت وعتاب من واستدبار كرديد از أهوال وكارهاى بزرك زمن عبرتست صاحب عبرت وبصيرت را ، ونيست هر صاحب قلب عاقل ودانا ، ونه هر صاحب گوش سميع وشنوا ونه هر صاحب نظر بصير وبينا . پس اى نفس تعجب كن وچيست مرا كه تعجب نكنم از خطاى اين فرقهاى بىادب بر اختلاف حجّتهاى ايشان در دين ومذهب كه متابعت نمىكنند بر اثر خير البشر ، واقتدا نمىنمايند بر عمل وصيّ پيغمبر ، ايمان نمىآورند بغيب ، وعفت نمىورزند از گناه وعيب ، عمل ميكنند در شبهها ، وسير مىنمايند در شهوتها ، معروف در ميان ايشان چيزى است كه خود شناخته اند أو را بميل طبيعت ، ومنكر نزد ايشان چيزيست كه خود انكار كرده اند آنرا نه بمقتضاى شريعت . مرجع ايشان در شدايد بنفس خودشان است نه بر أئمه ، واعتماد ايشان در مبهمات برأي خودشان است نه بعترت خير البشر ، گويا هر مردى از ايشان امام ومقتداى خودش هست در دين ، بتحقيق كه تمسك نموده است از نفس خود در چيزى كه ظن ميكند به بندهاى استوار وريسمانهاى محكم تابدار ، يعنى اعتقادش اينست آنچه اخذ نموده است آنرا از نفس خود در احكام در استحكام مانند حكم الهى است .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 258 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي