سپس دست به دعا برداشت و گفت : خدايا اگر چيزى از جنگ قريش باقى گذاشتهاى ، مرا زنده بدار تا با آنها بجنگم ؛ زيرا بسيار دوست دارم با قومى كه رسول تو را تكذيب كرده و او را از حرم تو اخراج كردند ، بجنگم . خدايا اگر قرار است كه جنگى ميان ما و آنها رخ دهد ، به من توفيق شهادت را عنايت فرما و مرا نميران تا چشمان من با ديدن خوار شدن بنى قريظة روشن گردد !
آنگاه او را نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حمل كردند و او در كنار آن حضرت بر زمين دراز كشيد . « 1 »
( 1 ) واقدى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله زخم او را با آهن سرخ شده داغ كرد كه به دنبال آن محل زخم باد كرد و آن را رها كرد و خون جارى شد . « 2 »
ابن اسحاق مىنويسد : زنى از أسلم به نام رفيده بود كه خودش را وقف كمك به مسلمانان ضعيف و بيمار كرده بود و مجروحان را در مسجد مداوا مىكرد . . . و هنگامى كه سعد مورد اصابت تير قرار گرفت ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اصحابش فرمود : او را در خيمهء رفيده ( در مسجد ) بگذاريد تا از نزديك او را عيادت كنم . « 3 »
( 2 ) واقدى نوشته است : كعيبه دختر سعد بن عتبهء اسلمى خيمهاى در مسجد « 4 » برپا كرده بود كه در آن مجروحان را مداوا كرده و به فقرا رسيدگى مىكرد و به انجام امور افراد بىسرپرست مىپرداخت . . . و سعد هم در خيمهء او در مسجد بسترى شده بود . « 5 »
( 3 ) قمى در تفسير خود مىنويسد : در نيمهء شب نعيم بن مسعود أشجعى نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت :
اى رسول خدا ، من به خدا ايمان آورده و تو را تصديق كردهام ، اما ايمان آوردن خويش را از كفار پنهان داشتهام . اگر بفرماييد در كنار شما بيايم و شما را يارى كنم . اين كار را خواهم كرد و اگر دستور دهيد كه بين يهوديان و قريش اختلاف بيندازم ، كارى مىكنم كه يهوديان از قلعههاى خود خارج نشوند !
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بين يهود و قريش جدايى بينداز كه اين برايم بهتر است .
او پرسيد : آيا اجازه مىدهيد كه آنچه مىخواهم دربارهء شما بگويم ؟ فرمود : آنچه را مىخواهى بگو .
پس نزد ابو سفيان آمد و به وى گفت :
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 469 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 469 .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 250 و در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 188 آمده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله خيمهاى براى سعد در مسجد برپا كرده بود و دائما او را عيادت مىكرد .
( 4 ) . نگفته است كه در مسجد رسول اللّه و شايد همين مطلب ، اين نكته را برساند كه وى در مسجد قبيلهاش ، بنى أسلم كه در نزديكى خندق بوده ، اقامت داشته است .
( 5 ) . واقدى ، ج 2 ، ص 510 .