امّا جز خودشان را گمراه نكنند و هيچ زيانى به تو نرسانند و خداوند كتاب و حكمت را بر تو نازل كرد و آنچه را نمىدانستى به تو آموخت و كرم خدا نسبت به تو بزرگ است .
دربارهء بشير ، كه به مكه رفته بود ، نازل شد :
« وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً »
« 1 » ؛ كسى كه بعد از روشن شدن راه حق با رسول خدا به مخالفت برخيزد و راهى غير از راه مؤمنان برگزيند ، وى را بدانچه روى خود را بدان سو كرده واگذاريم و به دوزخش كشانيم كه بد جايگاهى است .
( 1 ) شيخ طوسى هم اين خبر را در التبيان از مجاهد و عكرمه از ابن عباس روايت مىكند ، الّا اين كه مىگويد كه بنى ابيرق فردى يهودى به نام زيد بن سمين را به جاى لبيد بن سهل متّهم به دزدى كردند و اضافه مىكند كه وقتى بشير به مكه رفت ، در منزل سلامه ، دختر سعد بن شهيد كه زنى انصارى بود كه در ميان بنى عبد الدار در مكه زندگى مىكرد ، اقامت گزيد و براى همين حسّان بن ثابت در هجو سلامه اين شعر را سرود :
و قد أنزلته بنت سعد و اصبحت * ينازعها جلد استها و تنازعه
ظنتم بأن يخفى الذي قد صنعتم * و فينا نبىّ عنده الوحى واضعه
دختر سعد او را در منزل خويش اقامت داده و او با وى بر پوست پشتش كشمكش دارند .
آيا گمان كرديد آن كارى را كه انجام داديد مخفى مىماند ؟ در حالى كه در ميان ما پيامبرى است كه وحى ، او را از همه چيز مطلع مىكند !
به دنبال آن سلامه اثاثيهء وى را به سر گرفت و آن را در أبطح انداخت و گفت : خيرى براى من نداشتى بلكه باعث شدى كه زبان حسّان عليه من بازشود !
آنها در مكه باقى ماندند تا هنگامى كه مكه فتح شد و آنگاه به شام فرار كردند . « 2 »
( 2 )
بدر اخير
ظاهرا طبرسى در إعلام الورى خبر اين غزوه را به صورت اختصار از ابن اسحاق چنين نقل كرده
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 115 ، و اين بدان معنا نيست كه آيهء 114 خارج از سياق آيات قبل و بعد از خود مىباشد ، بلكه در همين سياق است ؛ ولى در اخبار ذكر نشده است و آن آيه اين است :« لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »؛ در بسيارى از نجواهايشان خيرى نيست ، مگر كسى كه به صدقه دادن يا كار نيك و يا اصلاح ميان مردم فرمان دهد و هر كس براى خشنودى خدا چنين كند به زودى پاداش بزرگى به او خواهيم داد و شايد اين آيه اسيد بن عروة را تبرئه مىكند و مىگويد كه تنها قصد اصلاح داشته است . و اين خبر در تفسير قمى ، ج 1 ، ص 150 - 152 آمده است .
( 2 ) . التبيان ، ج 3 ، ص 316 - 317 . و طبرى در مجمع البيان ، ج 3 ، ص 161 اين مطلب را با تغيير اندكى نقل كرده و اسم عموى قتاده را رفاعة بن زيد نوشته است .