فدك است و به او ابن صوريا گفته مىشود ؟ گفتند : بله ، او داناترين يهودى روى زمين نسبت به مطالبى است كه خداوند بر موسى عليه السّلام نازل كرده است . فرمود : كسى را به دنبالش بفرستيد . فردى را به دنبال وى فرستادند تا او را آورد .
( 1 ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : تو را به خدايى كه هيچ شريكى ندارد و قوى و عزيز و پروردگار بنى اسرائيل مىباشد و شما را از سرزمين مصر نجات داد و دريا را براى شما شكافت و آل فرعون را غرق كرد و ابرهايى را سايهبان شما قرار داد و انگبين و مرغ بريان را بر شما نازل فرمود و كتاب خودش را كه حلال و حرام الهى در آن آمده است بر شما نازل كرد ؛ آيا در كتابى كه موسى عليه السّلام براى شما آورده است ، حكم سنگسار كردن زن شوهردارى كه زنا كرده ، نيامده است ؟
عبد الله بن صوريا گفت : آنچه گفتى درست است و اگر مرا به اين چيزها قسم نمىدادى و اگر از خداى تورات نمىترسيدم كه به خاطر كتمان حقايق مرا هلاك كند ، به آنچه كه از من خواستى اعتراف نمىكردم !
پس از اين حادثه بود كه خداوند نازل فرمود :
« يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ . . . »
« 1 »
اى اهل كتاب ، پيامبر ما نزد شما آمد تا حقايق بسيار را كه از كتاب مخفى كردهايد ، بيان كند و از بسيارى درگذرد .
پس از آن ابن صوريا برخاست و دستهايش را بر زانوهاى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گذاشت و سپس گفت :
اين حالت كسى است كه به خدا و رسولش پناه آورده و مىخواهد كه از ما درگذرى و مورد عفو قرار دهى . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آنها درگذشت .
( 2 ) سپس ابن صوريا از چگونگى خواب آن حضرت و از شباهت فرزند به پدر و مادرش و از نقش و سهم پدر و مادر در خلقت فرزند سؤال كرد .
نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله جواب داد : چشمهاى من مىخوابد ؛ ولى قلبم بيدار است . شباهت كسى غالب است كه آب او غالب باشد . استخوان و اعصاب و عروق از پدر و گوشت و خون و موها از مادر به وجود مىآيد .
ابن صوريا گفت : شهادت مىدهم كه كارهاى تو همانند كارهاى پيامبران است و اسلام آورد و بدين خاطر يهوديان او را سرزنش كردند .
هنگامى كه مىخواستند بروند ، بنى قريظه نسبت به بنى نضير « 2 » اظهار علاقه و دلسوزى كرده و گفتند :
اى ابا القاسم ، اينها برادران ما از بنى نضير هستند كه اگر يكى از ما را بكشند قاتل را به ما تحويل
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) ، 15 .
( 2 ) . بعد از جلاى وطن آنها به خيبر و فدك .