بعد از نزول اين آيه عثمان گفت : چگونه مىشود كه محمّد پس از مرگ ما با همسرانمان ازدواج مىكند و ما حق نداريم كه پس از مرگ وى با همسرانش ازدواج كنيم ؟ به خدا قسم كه اگر او بميرد با همسرانش ازدواج خواهيم نمود . و او به دنبال تصاحب امّ سلمه بود .
طلحه هم همين حرفها را مىزد و او به دنبال همسرى با عايشه بود ( زيرا عايشه و طلحه هر دو از طايفه تيم بودند ) . و براى همين خدا اين آيه را نازل فرمود :
« إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً »
« 1 » ؛ خداوند كسانى را كه خدا و پيامبرش را آزار مىدهند در دنيا و آخرت از رحمت خود دور خواهد كرد و عذاب خواركنندهاى برايشان آماده كرده است .
( 1 )
سنگسار كردن دو زناكار يهودى
مسعودى در نقل حوادثى كه در ماه شوال سال چهارم هجرى رخ داد ، پس از نقل ازدواج رسول الله با امّ سلمه مىنويسد ، و در اين ماه - چنان كه نقل شده است - يك مرد و زن يهودى كه زنا كرده بودند ، سنگسار شدند . « 2 » و مجلسى هم آن را در بحار الانوار به نقل از المنتقى ذكر كرده و گفته است : در ذى القعدهء سال چهارم هجرى ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله يك مرد و زن يهودى را سنگسار كرد و در اين مورد قول متعال نازل شد كه :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »
« 3 » ؛ و آنان كه مطابق با احكامى كه خدا نازل كرده است حكم نكنند ، فاسقاند . « 4 »
( 2 ) شيخ طوسى در التبيان از امام باقر عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود : زنى از يهوديان خيبر كه از أشراف و شوهردار بود ، مرتكب زنا شد و آنها از اين كه او را سنگسار كنند ، كراهت داشتند ؛ لذا قاصدى نزد يهوديان مدينه فرستادند تا از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در اين باره سؤال كنند و اميدوار بودند كه وى زنا را جايز بشمارد !
( 3 ) از او سؤال كردند و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا به قضاوت من راضى هستيد ؟ گفتند : بله . پس خداوند دستور سنگسار كردن را بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نازل كرد و يهوديان از اجراى آن سرباز زدند ؛ لذا جبرئيل فرمود : از آنها در مورد ابن صوريا سؤال كن . سپس او را بين خود و ايشان حاكم قرار بده .
پس آن حضرت از آنها سؤال كرد : آيا جوان سفيد روى و يك چشم و امردى را مىشناسيد كه ساكن
هامش
( 1 ) . احزاب : 57 . اين سوره نودمين سورهء نازل شده و چهارمين يا پنجمين سورهء نازل شده در مدينه ، بعد از بقره و انفال و آل عمران و نساء مىباشد و لذا بعيد نيست كه اين آيه در آن زمان نازل شده باشد ، و اين خبر در كشف الحق : 247 آمده است .
( 2 ) . التنبيه و الإشراف ، ص 213 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 183 به نقل از المنتقى ، ص 126 - 128 و آيه از سورهء مائده ( 5 ) ، 47 مىباشد .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 183 به نقل از المنتقى .