آنها واجب نيست و قول به وجوب زكات در غلات اربع و گاو و گوسفند و شتر از
ناحيه طفل و مجنون و بلكه در مال التجاره طفل هرگاه ولى براى او تجارت كند
ضعيف است ( 1 ) ، ليكن در مال التجاره ، دادن زكات مستحب است چنانچه در
غلات متعلق به طفل نيز دادن زكات مستحب مى باشد .
( مسأله 1527 ) : دادن زكات بر بنده و عبد هر چند قائل به مالك شدن
او شويم واجب نيست مطلقا و هر گاه جزئى از او آزاد شد زكات به مقدارى كه در
آن سهم خود را تحصيل كرده و آزاد مى باشد واجب است .
( مسأله 1528 ) : زكات بر آنچه كه مالك متمكن از تصرف نمودن در آن
نباشد خواه از اموالى باشد كه گذشت سال در آن معتبر مى باشد و خواه از اموالى
باشد كه گذشت سال در آن معتبر نيست تعلق نمى گيرد و همچنين هرگاه ظهور
صلاح در مثل غلات كه شرط وجوب آنها است حاصل شود در حالى كه در دست
غاصب باشد نيز دادن زكات آن بر شخص واجب نيست و ليكن احوط ( 2 ) عدم
ترك آن است هرگاه شخص متمكن از تصرف در آن شود .
( مسأله 1529 ) : در شرط تمكن از تصرف كه با وجود آن دادن زكات
بر شخص واجب مى شد و با عدم وجود آن دادن زكات از شخص ساقط
مى گرديد ، سقوط زكات در اين حالت در صورتى است كه شخص نتواند به سهولت
در اموال خود تصرف كند هر چند مستلزم صرف بعضى از مال باشد و الا اگر پس
از صرف بعضى از مال و امكان تصرف نمودن به سهولت در ما بقى ، آنچه كه باقى
مى ماند به حد نصاب باشد دادن زكات آن مقدار از مال بر شخص بنابر احتياط
هامش
( 1 ) محمد باقر شيرازى : ليكن احوط است .
( 2 ) محمد باقر شيرازى : اين احتياط ترك نشود .