او را به مقدار مسافت مى برد بايد نمازش را شكسته بخواند و اگر نداند كه به
مقدار مسافت مى رود يا در رفتن مسافت شك داشته باشد ، نمازش را تمام بخواند
و بر او واجب نيست كه از متبوع خود سؤال كند ( 1 ) و بر متبوع نيز واجب
نيست ( 2 ) كه مسافت را به او اعلام كند .
( مسأله 1263 ) : مكارى و ملاح و قاصد و مانند اينها ، اگر سه ( 3 )
سفر پشت سر هم بكنند كه در خلال آن در وطن يا در غير وطن ده روز به قصد
اقامت ( 4 ) نمانند بايد نمازشان را تمام بخوانند ( 5 ) و مراد از سفر اين است كه از
وطنش مثلا برود به اصفهان و بعد برود به كرمان و بعد برود به خراسان و بعد به
وطنش برگردد كه اينها همه يك سفر است .
( مسأله 1264 ) : شخص مىتواند دو وطن براى خود قرار دهد به اين
صورت كه قصدش اين باشد كه بطور مثال مادام العمر شش ماه در كربلا بماند و
شش ماه در نجف ، و هر جا كه شش ماه ماند وطنش محسوب مىشود اما اگر قطع
وطن كند ، مثل آنكه قصد كند كه ديگر در كربلا نماند مگر اتفاقا به زيارت
بيايد و در نجف مى ماند ، اگر در كربلا ملكى دارد هر وقت كه به كربلا مى آيد
احتياطا ( 6 ) نمازش را جمع كند .
هامش
( 1 ) محمد كاظم طباطبائى - محمد باقر شيرازى : وجوب سؤال خالى از قوت نيست .
( 2 ) محمد باقر شيرازى : قول به عدم وجب اعلام خصوصا در صورت سؤال ، بسيار
مشكل است .
( 3 ) محمد كاظم طباطبائى : گذشت كه ملاك صدق دائم السفر شغل سفر است
عرفا هر چند كه در سفر اول حاصل شود .
( 4 ) محقق خراسانى : بلكه مطلقا .
( 5 ) محقق خراسانى : در سفر دوم و بلكه در سفر اول احتياطا جمع نمايد .
( 6 ) محمد كاظم طباطبائى : ليكن اقوى كفايت قصر است .