ورو به قبله بخوابد و اگر نتوانست به پشت ورو به قبله بخوابد ، و در اين حالات
اگر مىتواند بايد اعتماد به ديگرى نكند مگر آنكه عاجز شود .
( مسأله 738 ) : احوط به تأخير انداختن نماز براى صاحب عذر است به
آخر وقت نماز مى باشد خصوصا با اميد به بر طرف شدن عذر ( 1 ) .
( مسأله 739 ) : اگر شخصى مردد شد ميان ايستادن بدون قرار و
نشستن ( 2 ) با قرار ، بايد ايستادن را مقدم بدارد .
( مسأله 740 ) : هرگاه شخصى قادر به قيام در حال راه رفتن باشد و از
طرفى قادر به نشستن با قرار نيز باشد بايد نشستن را اختيار كند .
( مسأله 741 ) : اگر عجز براى شخص حاصل شود مىتواند از ايستادن به
مرتبه اعلى به ايستادن به مرتبه ادنى نسبت به حال خودش تا مرتبه به پشت
خوابيدن تنزل كند ، و هر گاه از پايين ترين مرتبه كه پشت خوابيدن است قدرت
حاصل كند به مرتبه اعلاى از آن و يا به ايستادن بيايد بايد آن را انجام دهد و در
هر مقام اگر به تكليف خود عمل ننمايد نمازش باطل است ( 3 ) .
هامش
( 1 ) شيخ انصارى - محمد كاظم طباطبائى - محمد باقر شيرازى : بلكه وجوب آن
در اين صورت خالى از قوت نيست .
( 2 ) محمد كاظم طباطبائى : احوط جمع است .
( 3 ) محمد باقر شيرازى : با تفصيلى كه بين ضرر و حرج بلكه ضرر جزئى و كلى
بيان شد .