بريزد و از محل وضو جارى شود و ازاله نجاست از آن نيز بنمايد كفايت
نمى كند ( 1 ) كه البته در صورت عدم ازاله كفايت ننمودن آن ظاهر است ، اما در
صحت وضو طهارت غير از محل وضو شرط نيست و احوط عدم ترك استنجا پيش
از وضو ( 2 ) است .
( مسأله 312 ) : اگر شخص سهوا يا جهلا ( 3 ) با آب غصبى وضو گرفت
و در وقت مسح كشيدن به خاطرش آمد كه آب غصبى بوده و يا در همان حال
علم به غصبى بودن آب حاصل كند و بعد مسح بكشد اشكالى ندارد ( 4 ) ليكن
قيمت آب بر ذمه او مى باشد .
( مسأله 313 ) : زمينى كه مانعى براى دخول نداشته باشد و
چشمههاى آب در آن جارى باشد ، تا مظنه عدم رضايت صاحب آن حاصل نشود
بجا آوردن طهارت از حدث و خبث با آن چشمهها اشكالى ندارد و در صورت
حصول مظنه بايد از آن اجتناب نمود .
هامش
( 1 ) محمد باقر شيرازى : اگر آب كر يا جارى باشد احتمال كفايت ممكن است .
( 2 ) محمد باقر شيرازى : و استحباب اعاده وضو بعد از استنجاء .
( 3 ) محمد كاظم طباطبائى : چه جهل به حكم حرمت باشد و چه به موضوع ،
بنابر اقوى .
محمد باقر شيرازى : جهل به موضوع يا حكم ، لكن قصورا و نه تقصيرا .
( 4 ) ميرزاى شيرازى : مراد سهو و جهل در موضوع است و احوط اعاده وضو است .