تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
جَمِيعا مُوقِنا أَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ ومَعَهُمْ ومِنْهُمْ وفِيهِمْ وبِهِمْ أُوَالِي مَنْ وَالَوْا وأُعَادِي مَنْ عَادَوْا وأُجَانِبُ مَنْ جَانَبُوا فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِه وأَعِذْنِي اللَّهُمَّ بِهِمْ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَا أَتَّقِيه يَا عَظِيمُ حَجَزْتُ الأَعَادِيَ عَنِّي بِبَدِيعِ السَّمَاوَاتِ والأَرْضِ إِنَّا جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّا ومِنْ خَلْفِهِمْ سَدّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ پس تسبيح را ببوسد وبر هر دو چشم بمالد وبگويد اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِه التُّرْبَةِ الْمُبَارَكَةِ وبِحَقِّ صَاحِبِهَا وبِحَقِّ جَدِّه وبِحَقِّ أَبِيه وبِحَقِّ أُمِّه وبِحَقِّ أَخِيه وبِحَقِّ وُلْدِه الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وأَمَانا مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وحِفْظا مِنْ كُلِّ سُوءٍ پس تسبيح را بر جبين خود بگذارد پس اگر در صبح چنين كند در أمان خدا باشد تا شام واگر در شام چنين كند در أمان خدا باشد تا صبح : ودر روايت ديگر منقول است كه : هر كه از پادشاهى يا غير أو ترسد چون از خانه بيرون آيد چنين كند تا حرزى باشد أو را از شر ايشان مؤلف گويد كه مشهور ميان علما آن است كه خوردن گل وخاك مطلقا جايز نيست مگر تربت مقدسه امام حسين عليه السلام به قصد شفا بي قصد لذت به قدر نخودى بلكه أحوط آن است كه به قدر عدسى باشد وخوب است كه تربت را در دهان بگذارد وبعد از آن جرعه اى از آب بخورد وبگويد اللَّهُمَّ اجْعَلْه رِزْقا وَاسِعا وعِلْما نَافِعا وشِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وسُقْمٍ علامهء مجلسي رحمة الله عليه فرموده أحوط آن است كه مهر وتسبيح وتربت آن حضرت را نخرند ونفروشند بلكه به هديه وبخشش بدهند ودر برابر آنها اگر تراضى كنند بي آنكه أول شرط كرده باشند شايد بد نباشد چنانچه ( در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : هر كه خاك قبر امام حسين عليه السلام را بفروشد چنان است كه گوشت آن حضرت را فروخته وخريده باشد ) مؤلف گويد كه شيخ ما محدث متبحر ثقة الاسلام نوري رحمه الله در دار السلام نقل فرموده كه روزى يكى از برادران من به خدمت مرحومه والده أم رسيد مادرم ديد كه تربت امام حسين عليه السلام را در جيب پايين قباى خود گذاشته مادرم أو را زجر كرد كه اين بىادبى است به تربت مقدسه چه آن كه بسا شود در زير ران واقع شود وشكسته گردد برادرم گفت چنين است كه فرمودى وتا به حال دو مهر شكسته أم ولكن عهد كرد كه من بعد در جيب پايين نگذارد پس چند روزى از اين قضية گذشت علامه والدم در خواب ديد بدون آنكه از اين مطلب اطلاع داشته باشد كه مولاي ما حضرت أبو عبد الله الحسين عليه السلام به زيارة