مىساختند و در كوهها ، خانههاى أمن و محكم براى خويش مىتراشيدند . « 1 » چشمهها و قناعتهايى را حفر كرده و باغها و نخلستانهاى بزرگى را ايجاد مىكردند . « 2 » قوم ثمود از گروهها و قبيلههاى مختلفى تشكيل شده بودند كه شيوخ و بزرگشان بر آنها حكومت مىكردند و در ميانشان نه قبيله وجود داشت كه در زمين فساد مىكردند و به فكر اصلاح نبودند . « 3 » به هنگامى كه اين قوم در فساد غوطهور شدند ، خداوند حضرت صالح عليه السّلام را كه از خانوادهاى شريف و بزرگوار بود و به عقل و فهم « 4 » بالا مشهور بود ، برانگيخت تا مردم را به توحيد دعوت كند و آنها را از شرك و بتپرستى بازدارد و مردم را به عدل و احسان فرا خواند و از زيادهروى و ستم و سركشى بازدارد . « 5 » به دستور خداوند ، حضرت صالح عليه السّلام قيام كرد و با حكمت و پند و اندرز نيكو ، بر اذيت و آزارهاى آنها در راه خدا شكيبايى نمود ؛ ولى به جز عدهء كمى از ضعيفان ، كسى به وى ايمان نياورد . « 6 »
( 1 ) طاغيان و مستكبران و پيروانشان بر كفر خويش اصرار مىورزيدند و كسانى را كه ايمان آورده بودند ، مسخره مىكردند و حضرت صالح را سفيه و ساحر مىپنداشتند . « 7 » از او مىخواستند كه برهان روشنى براى سخنانش بياورد و معجزهاى بر صدق گفتارهايش ارائه كند و به وى پيشنهاد كردند كه شتر مادهاى را از دل كوه برايشان خارج كند . پس حضرت صالح عليه السّلام شترى را با همان ويژگىها كه خواسته بودند ، از دل كوه به اذن الهى بيرون آورد و گفت :
خداوند به شما دستور داده است كه يك روز از آب چشمه بنوشيد و يك روز آن را براى شتر ماده واگذاريد . يك روز سهم شما و يك روز سهم شتر ماده است . اين شتر ماده را آزاد بگذاريد تا در زمين خدا بچرد و در مورد آن انديشهء بد نكنيد كه عذاب فورى شما را فرا مىگيرد . « 8 » و هيچ راه فرارى از آن وجود نخواهد داشت .
( 2 ) اما آنها مكر و حيله كردند و شقىترين فرد خويش را براى كشتن شتر ماده استخدام كردند
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) ، 74 .
( 2 ) . شعراء ( 26 ) ، 148 .
( 3 ) . نمل ( 27 ) ، 48 .
( 4 ) . هود ( 11 ) ، 62 و نمل ( 27 ) ، 49 .
( 5 ) . هود و شمس ( 91 ) ، 13 .
( 6 ) . اعراف ( 7 ) ، 75 .
( 7 ) . اعراف ( 7 ) ، 66 و شعراء ( 26 ) ، 153 و نمل ( 27 ) ، 47 .
( 8 ) . اعراف ( 7 ) ، 72 و شعراء ( 26 ) ، 156 و هود ( 11 ) ، 64 .