بوده است « 1 » ؛ چنان كه در مورد قوم سبأ خداوند مىفرمايد :
« فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ . . .
ذلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ . . .
وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ ، . . .
وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ »
« 2 » آنها روى گرداندند و ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم . . . اين ناسپاسان را چنين جزا داديم ، آيا جز ناسپاسان را مجازات مىكنيم . . . آنها به خود ستم كردند و ما آنها را افسانهء روزگار قرار داديم و سخت پراكندهشان كرديم . . . و براى همين اينها عربهاى منقرض شده ناميده شدهاند .
شايد كه قوم عاد از همينها بودهاند كه بيش از بيست مرتبه در قرآن از آنها نام برده شده است و يا قوم ثمود كه بيش از بيست و پنج بار نامشان ذكر گرديده است .
( 1 )
الف ) عاد ؛ قوم هود :
قوم عاد ، از اقوام عرب و از انسانهاى ما قبل تاريخ بودهاند كه در شبه جزيره سكونت داشتهاند و اخبار و آثارشان در طول تاريخ محو شده است . تاريخ چيزى به غير از افسانهها از آنها در حافظه خويش حفظ نكرده است و در تورات موجود هم ذكرى از آنها به ميان نيامده است .
آنچه كه قرآن كريم دربارهء آنها گفته ، عبارت است از اين كه قوم عاد در وادى يا صحراى احقاف سكونت داشتهاند « 3 » و اين سرزمين وادىيى است بين عمان و أرض مهره تا حضرموت و احقاف به معناى شنهاى روان مىباشد . آنها از ذريّه كسانى بودند كه به همراه نوح از طوفان نجات يافته بودند و داراى جثههايى قوى و بزرگ و بلند بودند . « 4 » اين قوم در شهرنشينى و تمدن ، پيشرفت زيادى كرده بودند . آنها سرزمينهايى آباد و زمينهايى حاصلخيز كه داراى باغها و نخلستانها و زراعتهاى زيادى بود ؛ داشتند و داراى احترام و مقام زيادى بودند . در اين موقعيت ، خداوند برادرشان هود را در ميان آنها برانگيخت تا آنها را به حق و پرستش خداى يگانه دعوت كند و از پرستش بت بازدارد تا به عدل و احسان با هم رفتار كنند . « 5 »
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 16 ، ص 324 .
( 2 ) . الاحقاف ( 46 ) ، 21 .
( 3 ) . الاحقاف ( 46 ) ، 21 .
( 4 ) . الاعراف ( 7 ) ، 69 و السجده ( 32 ) ، 15 و الشعراء ( 26 ) ، 130 .
( 5 ) . الشعراء ( 26 ) ، 130 .