تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
ده سال كه در مدينه بود حج بجا نياورد تا آيه كريمه :
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ . . .
« 1 »
»
نازل شد . رسول اكرم عازم حج شده بمناديان دستور داد با صداى رسا بمردم مدينه و حومه آن اعلان كنند كه امسال پيامبر ميخواهد به مكه رود و حجّ كند اين اطلاع بمردم ساكن مدينه و اطراف و باديه نشينان رسيد و همه اجتماع كردند . رسول اكرم چهار روز به آخر ذيقعده مانده حركت كرد و هنگامى كه به « ذى الحليفه » رسيد ظهر شد حضرت در آنجا غسل كرد و حركت كرد تا رسيد به مسجد شجره در آنجا نماز ظهر را خواند و براى حجّ احرام بست . حديث ادامه دارد تا اينجا كه فرمود هنگامى كه رسول اكرم از سعى بين صفا و مروه فارغ شد در مروه ايستاد و رو بمردم كرد حمد و ثناى الهى بجا آورد . سپس فرمود اين جبرئيل است ( و اشاره كرد به پشت سرش ) به من امر مىكند كه دستور دهم هر كس قربانى نياورده بايد محلّ « 2 » شود و حتى اگر من قربانى نياورده بودم مُحلّ ميشدم ولى هر كس قربانى آورده جائز نيست كه از احرام خارج شود تا وقتى قربانى بمحلّ خود برسد ( در منى ذبح و نحر شود ) . پس مردى از ميان جمعيت برخاست و از روى انكار عرض كرد آيا ما « حاج » و قاصد حج باشيم در حالى كه از سر ما آب بچكد ؟ ( يعنى غسل جنابت كرده باشيم ) . حضرت فرموده تو به اين حكم هرگز ايمان نخواهى آورد ! سپس سراقة بن مالك از جا برخاسته عرض كرد يا رسول اللَّه احكام دين را بما آموختى گويا ما امروز به دنيا آمديم اينك بما بگو اين حكم مخصوص همين سال است يا براى هميشه مىباشد ؟ رسول اكرم فرمود اين حكم ، ابدى است تا روز قيامت سپس انگشتان خود را
هامش
( 1 ) آيه 27 از سوره حج ( 2 ) يعنى از احرام خارج گردد