بزايد . مسعودى « 1 » در كتاب خود آورده است كه اين حيوان در انتهاى قسمت آباد زمين وجود دارد .
جزيرهء شادى « 2 »
26 - در غرب جزيرهء سكاكين جزيرهء طرب واقع است كه محيط آن يكصد فرسخ است و تمام اطراف آن همچون ستون از دريا سربرآورده است به طورى كه هيچكس نمىتواند به آن بالا رود ، زيرا ارتفاع آن از سطح دريا بيش از يكصد ذراع است ، و ميوهها و درختان آن بر اطرافش آويزانند و برخى در برخى فرو رفتهاند ، هركس از كنار آن جزيره عبور كند آواز انواع آلات موسيقى مانند ، نىها و گيتارها و عودها و نوعى آلت موسيقى را به صورتهاى مختلف شادىآفرين مىشنود ، ازاينرو هركس اين آوازها را بشنود از شدت شادى و خوشى قادر به ترك پيرامون جزيره نيست . همچنين در زمان هايى با فاصله زياد صداى بزرگى همانند صداى رعد غرّنده از جزيره شنيده مىشود كه دلها از آن به لرزه مىافتد و هوشها از سر به در مىرود .
هنگامى كه مردم چين آن صداى بلند را بشنوند به مرگ پادشاه خود يا يكى از دانشمندانشان يقين مىكنند و خداوند به همهء آنچه گفته شد آگاهتر است .
هامش
( 1 ) . عذرى احتمالا اين مطلب را از الحيوان جاحظ گرفته است . چون مسعودى مىنويسد ؛ عمرو بن بحر جاحظ چنين پنداشته كه كرگدن هفت سال در شكم مادر باشد و سر از شكم مادر بيرون كند و بچرد سپس سر به شكم آن برد . . . من به تحقيق گفتار او از مردم سيراف و عمان كه به اين ديار مىروند و از تجارى كه در درياى هند ديدارشان كردم پرسش كردم همگى از گفته تعجب كردند و گفتند كه حمل و تولد كرگدن مانند گاوميش است . و من ندانم جاحظ اين حكايت از كجا آورده است ( ر . ك : مروج الذهب ( ترجمه ) ، ج 1 ، ص 169 ) .
( 2 ) .Djazirat al - Tarab ( L'iLe de Lajoie ) .